به گزارش عتبه نیوز، کمی که نزدیکتر شدم و چهرهاش را دقیقتر برانداز کردم، در کمال شگفتی متوجه شدم این هنرمند خوشنویس، کسی نیست جز حجتالاسلام والمسلمین مجتبی الهی خراسانی؛ یکی از اساتید برجسته و نواندیش خارج فقه و اصول حوزه علمیه مشهد. دیدن شخصیتی که او را بیشتر در کرسیهای تخصصی روششناسی اجتهاد و اندیشههای شهید صدر و در جایگاه استادی در دانشگاه علوم اسلای رضوی و مدرسه عالی فقاهت عالم آل محمد(ع) میشناختیم، در چنین موقعیتی و در حال خدمت هنری مستقیم به مردم، بسیار غافلگیرکننده بود.استاد الهی خراسانی، که همواره در مباحث علمیاش بر پیوند دین با نیازهای روز جامعه و «فقه مضاف» (مانند فقه هنر و فقه شهر) تأکید دارد، حالا خود در قلب میدان، هنر را به خدمت آرمانهای اجتماعی درآورده بود. این تقابل زیبا میان سکوت قلم و فریاد میدان، فرصتی طلایی شد تا دقایقی با ایشان همکلام شوم و از زاویهای متفاوت به نگاه ایشان بپردازم. استاد صدایش میزنم و او شکستهنفی میکند و اصرار را انکارگونه اسخ میدهد. در ادامه، مشروح این گفتگوی صمیمانه و کوتاه در میانه میدان را میخوانید:
استاد، واقعاً دیدن شما در این موقعیت غافلگیرکننده است؛ چه شد که به فکر این کار افتادید؟ما از شبهای قدر این کار را شروع کردیم. راستش فکر میکنم خداوند توقع دارد هر کسی از داشتههای خودش انفاق کند؛ خوشنویسی یکی از داشتههای ضعیف من بود که فکر کردم باید در این مسیر جهاد به کار بیفتد. اما اینکه چرا این روش را انتخاب کردم، به خاطر این بود که دیدم فضای تجمعات ممکن است بر اثر برخی توطئههای دشمن، از مضامین و شعارهایی رنج ببرد که هم با موضع عزتِ مردم سازگار نباشد و هم با واقعیات میدانی که ما را گامبهگام به سمت پیروزی میبرد، فاصله داشته باشد. حتی گاهی ممکن است بخشی از توطئه رسانهای دشمن برای ایجاد شکافهای اجتماعی باشد. فکر کردم اگر بتوانم در این تجمعات منعکسکننده صدای واقعی مردم باشم، به انسجام فضا کمک کردهام.
چرا از ابزار هنر و بهویژه خوشنویسی برای این همراهی استفاده کردید؟ببینید، خوشنویسی و خط نستعلیق، میراث تمدنی ایران است. من معتقدم چه بهتر که افکار بلند و آرمانهای ما با داشتههای تمدنی و اصیلمان عرضه شود. هنر ماندگار است و بر جان مینشیند. جالب است بگویم شبهای اول میآمدم تا کمکی بکنم، اما الان وقتی به میدان میآیم و این پیوند هنر و حماسه را میبینم، تمام خستگی روز را از یاد میبرم.
اولین جملهای که روی کاغذ نوشتید، یادتان هست؟ واکنش مردم چطور بود؟فکر میکنم اولین متن این بود: «ما همه سرباز ایرانیم». مردم خیلی استقبال کردند؛ انگار دلشان میخواست چیزی در دست بگیرند که بگوید همهمان با هم پای کار این خاک هستیم. یکی از شعارهایی که خیلی مورد توجه قرار گرفت، برآمده از یک دیالوگ با یکی از مراجعان بود؛ بانویی درخواست کرد که بنویسم: «ما با هم متحدیم» گفتم: «بنویسم ما با هم متفاوتیم ولی متحدیم؟» او کمی فکر کرد و با ظرافت و دقتِ عجیبی گفت: «نه! بنویسید شاید ما با هم متفاوتیم...». از این دقت و هوشمندی مردم واقعاً لذت بردم.
در کنار این جملات وحدتآفرین، ذائقه حماسی مردم را چطور دیدید؟بسیار پرشور! در کنار شعارهای کوبنده علیه استکبار، سفارشهای خاصی هم داشتیم؛ مثلاً عباراتی خطاب به نیروهای مقتدر هوافضا مثل سید مجید نقطهزن و از این دست جملات. گاهی هم مردم میآمدند و میگفتند این شعار خیلی ادبی است و خشم مقدس ما را نشان نمیدهد! آنها به دنبال صراحت و حماسه هستند.
بهعنوان یک استاد حوزه، فکر میکنید جایگاه هنر در بازنمایی این حرکتهای مردمی کجاست؟فکر میکنم خیلی خوب است که روح حماسه با توجه به سابقه درخشانی که در ادبیات ما دارد، توسط شاعرهای خوب مشهدی به سبک خراسانی بازسازی شود. سبک خراسانی در شعر فارسی ذاتا روح حماسی دارد و الگوی شعر اجتماعی ایران در صد سال اخیر بوده است. شاعرانِ ما باید دستبهکار شوند و برای این تجمعات، مضمون، تکبیتی و گوشوارههایی به سبک خراسانی تولید کنند تا مردم با صراحت بیشتری حرفشان را فریاد بزنند.
شما با قلمتان دارید امید را به مردم هدیه میدهید؛ این امید عمیق در خود شما از کجا میآید؟رهبر شهید ما یک توصیه راهبردی بر اساس تحلیلهای سیاسی و رصد پیشرفت داشتند و آن این بود که نقطهای نگاه نکنیم. من وقتی به صورت دههای نگاه میکنم، میبینم مدام وضع ما بهتر و توانمندیهایمان بیشتر شده است. ما امروز در اوج اقتداریم؛ اعتماد بینالمللی را جذب کردیم و مردم ما به باطن و حقیقت دین برگشتهاند.
اما برخی با دیدن نوسانات و سختیها، ممکن است دچار تردید شوند؛ تحلیل شما از این فراز و فرودها چیست؟این تغییرات مثل یک منحنی سینوسی است. شما وقتی میخواهید یک برق متناوب قوی تولید کنید، فقط با موج سینوسی امکانپذیراست؛ حرکت تخت و یکنواخت، فقط الکتریسیته ساکن تولید میکند. ما باید حوصله این قوسهای سینوسی را داشته باشیم؛ بُردارِ کلی ما قطعا رو به بالاست و تصاعدی رشد میکند. من معتقدم ایران، ابرقدرتِ در حال تولد است. همانطور که دردهای موقع تولد نشانه حیات و آغاز یک زندگی جدید است، رنجهایی که امروز میبینیم هم دردهای قبل این تولد بزرگ تاریخی است.
و در پایان، وقتی به این چهرههای مصمم در میدانها و خیابان نگاه میکنید، چه پیامی از ته دل برایشان دارید؟فقط میتوانم بگویم این ملت به خوبی فهمیده است که با خدا پیروز است. بعثت دوباره مردم در این مسیر آغاز شده و برای من بسیار الهامبخش است که میبینم مردم در این شبها، بدون هیچ غروری و با توکلِ محض به قدرت الهی در حال حرکت هستند. پیروزی این مردم حتمی است.
نظر شما