دکتر نعمتالله فیروزی، مدیر مرکز تحقیقات دینی دانشگاه بینالمللی امام رضا (ع)، در این یادداشت به بررسی جایگاه حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) در نگاه راهبردی شهید آیتالله خامنهای (رحمهالله علیه)، پرداخته است.
در این یادداشت، با عنوان تحلیلی بر جایگاه کریمه اهلبیت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) در نگاه راهبردی شهید امام خامنهای (رحمهالله علیه)، ابعاد مختلف هجرت حضرت معصومه (س)، نقش ایشان در شکلگیری جایگاه معرفتی قم و پیوند میان جهاد، بصیرت، معرفت و نهادهای علمی و مردمی بررسی شده است. در متن این یادداشت آمده است:
زمینهسازی جهادی-بصیرتی و هجرت حضرت
شخصیت حضرت فاطمه معصومه (سلاماللهعلیها) در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب، بهمثابه یک کنشگر تمدنی و نقطه عطف جغرافیای تشیع فهم میشود. ایشان میفرمایند: بدون تردید نقش حضرت معصومه (سلاماللهعلیها) در قم شدن قم و عظمت یافتن این شهر عریقِ مذهبیِ تاریخی، یک نقش ما لاکلام فیه است (۱۳۸۹/۷/۲۹). تعبیر قم شدن قم نشان میدهد قم پیش از حضور حضرت، شهری معمولی بود و آنچه به آن هویت قمی بخشید، حضور این بانوی بزرگوار بود.
برای درک چرایی این هجرت، شهید آیتالله خامنهای (ره) به زمینهسازی تاریخی مهمی اشاره میکنند: پیش از حضور حضرت، خاندان اشعریون با حرکت جهادی و توأم بابصیرت این منطقه را به پایگاهی برای نشر معارف اهلبیت (ع) تبدیل کرده بودند. ایشان توضیح میدهند: اشعریون قبل از آنکه به قم بیایند، جهاد در میدان نبرد هم انجام داده بودند... بزرگ اشعریون در رکاب جناب زید بن علی (علیهماالسّلام) مبارزه کرده بود؛ لذا حجاج بن یوسف بر اینها خشم گرفت و اینها مجبور شدند بیایند و این منطقه را با تلاش خود، بابصیرت خود، با دانش خود، منطقه علم قرار بدهند (۱۳۸۹/۷/۲۷). این تحلیل نشان میدهد قم پیش از میزبانی حضرت، به واسطه مجاهدت اشعریون، به ظرفیت آمادهای برای پذیرش رسالت بزرگتر تبدیل شده بود؛ ظرفیتی که در سه لایه جهادی، بصیرتی و دانشی قابل تحلیل است.
حضرت معصومه (س) بابصیرت کامل این ظرفیت را تشخیص دادند. ایشان میفرمایند: همین هم موجب شد که حضرت فاطمهٔ معصومه (سلاماللَّهعلیها) وقتی به این ناحیه رسیدند، اظهار تمایل کردند که به قم بیایند؛ بهخاطر بودن همین بزرگان اشعریون. آنها رفتند از حضرت استقبال کردند، حضرت را به این شهر آوردند و این بارگاه نورانی از آن روز و از بعد از وفات این بزرگوار در این شهر نورافشانی میکند (۱۳۸۹/۷/۲۷) پس هجرت حضرت یک انتخاب راهبردی بود، نه حرکتی اتفاقی یا عاطفی محض. حضرت با انتخاب قم، نقطه تلاقی دو جریان را رقم زدند: جریان جهاد و بصیرت که اشعریون نمایندگی میکردند و جریان معرفت و ولایت که خود حضرت نمایندگی میکرد. این تلاقی، قم را به کانون تمدنیای تبدیل کرد که بعدها توانست انوار علم و انوار معارف اهلبیت را به سراسر دنیای اسلام از شرق و غرب منتقل کند (۱۳۸۹/۷/۲۷).
از بذرپاشی معرفت تا سرچشمه جوشان معارف
حضرت معصومه (س) در مسیر حرکت خود نقش یک رسانه متحرک معرفتی را ایفا کردند. ایشان میفرمایند: این بانوی بزرگوار... با حرکت خود در جمع یاران و اصحاب و دوستان ائمه (علیهمالسّلام) و عبور از شهرهای مختلف و پاشیدن بذر معرفت و ولایت در طول مسیر در میان مردم و بعد رسیدن به این منطقه و فرودآمدن در قم، موجب شده است که این شهر بهعنوان پایگاه اصلی معارف اهلبیت (علیهمالسّلام) در آن دوره ظلمانی و تاریکِ حکومت جباران بدرخشد و پایگاهی بشود که انوار علم و انوار معارف اهلبیت را به سراسر دنیای اسلام از شرق و غرب منتقل کند (۱۳۸۹/۷/۲۷). این تعبیر را میتوان در قالب الگوی کاشت، داشت و برداشت تحلیل کرد: حضرت ابتدا بذر معرفت و ولایت را در دل مردمان مناطق مختلف کاشتند، سپس با حضور در قم این بذرها را داشت کردند و در نهایت با تشکیل پایگاه معارف اهلبیت (ع)، برداشت آن را در سراسر جهان اسلام ممکن ساختند. تعبیر دوره ظلمانی و تاریک حکومت جباران نشان میدهد حضرت در تاریکترین شرایط، نورافشانی را آغاز کرد؛ درسی راهبردی برای همه دورهها.
این نورافشانی در گذر زمان به جریانی پایدار تبدیل شد. ایشان میفرمایند: قم، حرم مطهّر و مضجع شریف حضرت فاطمه معصومه (علیهمالسّلام) است؛ آن بزرگواری که این سرچشمه جوشان و خروشان نخستینبار از کنار مرقد او جوشید و برکاتش به همه عالم و بخصوص به دنیای اسلام رسید (۱۳۷۹/۷/۱۴). این سرچشمه جوشان، همان جریان معارف اهلبیت (ع) است که بعدها به شکلگیری حوزه علمیه قم، نهضت امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی منجر شد.
پس حضرت معصومه (س) نهتنها در تاریخ حاضر است، بلکه در راهبرد نیز حاضر است؛ زیرا هر نهادی که امروز در قم به نشر معارف اهلبیت (ع) مشغول است، وامدار آن حرکت راهبردی اولیه است.
در همین راستا، ایشان میفرمایند: در دوران معاصر ما هم عیناً همین مسئله اتفاق افتاد؛ یعنی قم پایگاه برترین معارف اسلامی و الهی شد و به برکت مجاهدت و بصیرت و حضور علمای بزرگ، سرچشمهای در این نقطه جوشید که شرق و غرب دنیای اسلام از آن بهرهمند شدهاند (۱۳۸۹/۷/۲۹).
این الگو نشان میدهد راهبرد حضرت معصومه (س) یک الگوی تکرارشدنی در تاریخ تشیع است که بر سه رکن استوار است: مجاهدت، بصیرت و حضور علمای بزرگ.
حوزه علمیه و تجلی بصیرت در مقاطع تاریخی
حوزه علمیه قم، در نگاه رهبر شهید انقلاب (رحمت الله علیه)، امتداد نهادی همان جریان جهادی-بصیرتی است که از زمان اشعریون و سپس حضرت معصومه (س) آغاز شد. ایشان میفرمایند: بیداری مردم و حضور حوزهٔ علمیه در این شهر موجب شده است که این شهر پایگاه بصیرت باشد (۱۳۸۹/۷/۲۹). حوزه علمیه، بهعنوان عامل بصیرت آفرین در جامعه، همان وظیفهای را تداوم میبخشد که اشعریون با دانش خود آغاز کردند و حضرت معصومه (س) بابصیرت خود آن را تثبیت کردند.
ایشان در توصیف این وظیفه میفرمایند: مردم قم که پدیدآورندهٔ این حرکت عظیم فرهنگی بودند، از آن روز پایگاه معارف اهلبیت (ع) را در این شهر تشکیل دادند و صدها عالم، محدث، مفسر و مبیّن احکام اسلامی و قرآنی را به شرق و غرب دنیای اسلام فرستادند. از قم، علم به اقصای خراسان و اقصای عراق و شامات رفت (۱۳۸۹/۷/۲۹). این جمله نشان میدهد حوزه علمیه قم یک نهاد صادرکننده است که علم را به سراسر جهان اسلام منتقل میکند؛ همان نقشی که حضرت معصومه (س) با هجرت خود آغاز کرد.
اما این نقش بدون حضور مردمی ناقص میماند. ایشان به دو مقطع مهم اشاره میکنند که در آنها بصیرت به عمل انقلابی تبدیل شد. در عاشورای ۴۲، مردم در صحن مطهر حضرت جمع شدند و این حرکت عظیم آنها موجب شد که نهضت روحانیت به رهبری امام بزرگوارمان در حصار حوزه محبوس و محصور نماند؛ بیاید وارد جامعه شود. پیشرو این کار، قمیها بودند (۱۳۸۹/۷/۲۹).
این نشان میدهد صحن حضرت به کانون تجمع بصیرت تبدیل شد. در سال ۵۶ نیز مردم قم با درک عمق توطئه دشمن، اولین تظاهرات مردمی گسترده را شکل دادند و با خون خودشان صدق سخن خودشان را اثبات کردند (۱۳۸۹/۷/۲۹). پس بصیرت تنها یک فضیلت فردی نیست، بلکه یک مسئولیت اجتماعی است که در لحظات حساس به عمل تبدیل میشود.
سه محور راهبردی در نگاه شهید آیتالله خامنهای (رحمت الله علیه)
بُعد معنوی و شفاعتی حضرت، پشتوانه راهبردیِ همان حرکت تمدنی است. ایشان میفرمایند: ما باید از حضرت معصومه (س)، بیشتر استفاده کنیم. ایشان امامزاده بلافصل است. دختر امام، خواهر امام، عمه امام، خیلی عظمت دارد. در زیارتنامه ایشان آمده: "ای فاطمه معصومه! تو برای ورود من به بهشت شفاعتکن، چون نزد خدا دارای شأن و مقام بزرگی هستی" (۱۳۸۹/۷/۲۹). شأن و مقام بزرگ حضرت نزد خداوند، تنها یک فضیلت معنوی نیست، بلکه پشتوانهای برای همان نقش راهبردی او در تاریخ است. پس بُعد معنوی و بُعد راهبردی در شخصیت حضرت دو روی یک سکهاند. تحلیل این تعبیر ما را به نکتهای کلیدی میرساند: شفاعت، تنها یک مفهوم فردی نیست، بلکه یک مفهوم تمدنی است. وقتی حضرت برای ورود به بهشت شفاعت میکند، در واقع مسیر را نشان میدهد؛ همان صراط مستقیم. این مسیرنمایی در تاریخ نیز تجلی یافته است: حضرت با هجرت خود، مسیر را به مردم نشان داد و آنان را بهسوی صراط مستقیم ولایت هدایت کرد؛ بنابراین شفاعت حضرت، علاوه بر امری اخروی، امری دنیوی نیز هست.
نتیجه آن که حضرت فاطمه معصومه (س) در نگاه راهبردی شهید آیتالله خامنهای (رحمت الله علیه)، یک محور سهگانه را شکل میدهد: محور اول، محور جغرافیایی - تمدنی (تبدیل قم به پایگاه معارف اهلبیت (ع) و مرکزیت شیعی در ایران)؛ محور دوم، محور جهادی-بصیرتی (پیوند میان جهاد و بصیرت بهعنوان الگوی کنشگری سیاسی-فرهنگی)؛ و محور سوم، محور نهادی-مردمی (امتداد این حرکت در قالب حوزه علمیه و حضور مردمی در مقاطع حساس). در این نگاه، حضرت معصومه (س) نه یک شخصیت منفعل در تاریخ، بلکه یک راهبر تمدنی است که با هجرت خود، مسیر آینده ایران اسلامی را ترسیم کرد. حوزه علمیه قم، بهعنوان نهاد برخاسته از این حرکت، مسئولیت سنگینی در تداوم این مسیر بر عهده دارد؛ مسئولیتی که شهید آیتالله خامنهای (رحمت الله علیه) آن را در بصیرت و جهاد خلاصه میکنند؛ بنابراین، بیشتر استفادهکردن از حضرت معصومه (س) که ایشان بر آن تأکید دارند (۱۳۷۱/۰۴/۲۸)، به معنای بهکارگیری این الگوی راهبردی در مسیر تداوم انقلاب اسلامی است؛ امری که در سه سطح معرفتی، عملی و نهادی قابلتحقق است.
در نهایت، حضرت معصومه (س) در نگاه راهبردی رهبر شهید انقلاب (رحمت الله علیه)، یک الگوی زنده است که هر نسل باید با بصیرت و جهاد خود، آن را در زمانه خود، محقق کند.
نظر شما