جنایت جنگی یا جنگ روایت‌ها؟!

در روزهای گرامیداشت ارزش‌های هفته دفاع مقدس، واحد ۱ دبیرستان دخترانه دوره دوم امام رضا (ع)، میزبان یکی از فعالان حوزه عکاسی خبری کشورمان در شرایط بحران و جنگ بود.

به گزارش عتبه نیوز، معمولا عکاسان، از آن فعالان رسانه‌ای پرحرف و اهل نشست گذاشتن و جلسه رفتن نیستند. توان و کلام‌شان را بیشتر در قالب هنری که دارند، بروز می‌دهند و می‌بینیم. مهمان واحد ۱ هم با کوله‌باری از خاطره، تجربه و حرف‌های نگفته که از دل عکس‌های گویا و گیرایش بیرون می‌آمد، پا به دبیرستان امام رضا (ع) گذاشت.

خیلی از زوایای ناپیدای جنگ، در همهمه آتش و خون و ویرانی، دیده، شنیده و فهمیده نمی‌شود. باید مثل خود عکاس، چند قدم به عقب برداریم تا تصویری واضح و کامل از همه جزئیات و ارکان سوژه عکاسی ببینیم.

هرچند هنوز جنگ در کشورمان به سرانجام نرسیده، اما با فاصله گرفتن از روزهای ملتهب جنگ تحمیلی آمریکایی_صهیونی به کشورمان و شنیدن تجربیات همه آنهایی که از فاصله نزدیک‌تر در وقایع آن روزها حضور داشتند، ابعاد تازه‌ای برایمان روشن می‌شود که بعید است صرفاً از مسیر دیدن کلیپ و عکس در فضای مجازی، به این آگاهی و شناخت از شرایط بحرانی و پشت پرده‌های جنگ دست پیدا کنیم.

تطهیر جنایت با جنگ روایت

آقای بیات، فعال رسانه در فضای داخلی و خارجی است، به همین خاطر، از انعکاس ‎برنامه‌ها و تولیدات خبری تلویزیونی کاملاً اطلاع دارد و هر گزاره اعتقادی، ملی و مذهبی که مطرح می‌کرد، با بازتاب‌های درست و غلط رسانه‌های خارج‌نشین تطبیق می‌داد تا پشت و روی ماجرا برای همه به‌ویژه نوجوانان دبیرستانی بهتر روشن شود.

همان اول صحبت‌هایش، به یکی از پرتکرارترین گزاره‌های رسانه‌ها نقبی زد و گفت: مرتب می‌گویند، آمریکا فقط نظامیان را زده است تا با این دروغ بزرگ، بزرگی جنایتی که در دو جنگ اخیر مرتکب شده، تطهیر کند و جوانب واقعی تجاوز جنگی خود را بپوشاند. اولا؛ هیچ حقی ندارند، افراد نظامی را بزنند و توان دفاعی یک کشور صلح‌طلب را از بین ببرند. در ثانی؛ خیلی بیشتر از آنچه دشمن مدعی بود، اهداف مسکونی و عمومی، از خانه و زندگی مردم گرفته تا پل‌ها، کارخانه‌ها، مسیرهای جاده‌ای و ریلی، اماکن علمی و تحقیقاتی، مدارس و دانشگاه‌ها و... را بمباران کردند.

او با نمایش دادن تصاویر دلخراش ویرانی‌های منطقه رسالت، ادامه داد: کوچه جاجرودی در محله رسالت تهران یکی از مناطق صددرصد مسکونی بود که با چند بار بمباران، شاهد ویرانی ساختمان‌های ۲۰ واحدی، شهادت مظلومانه اعضای خرد و کلان خانواده‌ها و پیکرهای متلاشی شده هموطنان‌مان بودیم.

بیات به یکی دیگر از نگاه‌های موافقان جنگ تحمیلی علیه کشورمان اشاره کرد: در یکی از حملات هوایی دشمن، ساختمانی مورد اصابت قرار گرفت و همه اعضای خانواده‌اش را کشتند که می‌گفتند، همین چند شب پیش برای شروع جنگ و حمله آمریکا جشن گرفته بودند!

من به چشم خودم دیدم، بمبی که منزل یک موافق نظام جمهوری اسلامی را ویران کرده بود با بمبی که منزل مخالف نظام را نشانه رفته بود، در خرابی، کشتار و ویرانی هیچ فرقی نداشت. چون اساساً برای موشک و بمب، تشخیص موافق و مخالف، کودک و بزرگسال، پیک موتوری و دکتر و مهندس، نظامی و غیرنظامی معنایی ندارد.

دردناک‌ترین قاب‌های عکاسی‌ام

این عکاس بحران، یکی از دردناک‌ترین روزهای عکاسی‌اش از وقایع جنگ ۴۰ روزه را بازدید و عکاسی از شهر میناب تعریف کرد: بیشتر از ماتم و غم، مردم مظلوم میناب از جنایت ۱۶۵ کودک دانش‌آموز بهت‌زده بودند. با اینکه چهلم شهدای میناب به آنجا رسیدم، ولی اتمسفر سنگین و بهت حاکم بر شهر، من را هم گرفت و آن‌طور که باید و شاید نتوانستم عکاسی کنم.

وی افزود: با چشمان خودم همه گوشه و زوایای آن جنایت را دیدم و شنیدم. اینکه رسانه‌های غربی می‌گفتند که زیر ساختمان مدرسه، پایگاه نظامی بوده و مدرسه پوشش عملیات‌های نظامی بوده، همگی دروغی بزرگ برای آغاز عملیات تجاوزکارانه آمریکایی‌ها به کشورمان، طبق باورهای شیطانی اپستینی‌ها با کشتار کودکان پاک و مظلوم بود. اگر به فرض محال، آنجا منطقه نظامی بود و هدف آنها نابودی نظامیان، می‌توانستند عصر همان روز حمله کنند که بچه‌ها به خانه برگشته باشند و مرتکب چنین جنایت نابخشودنی نشوند.

علاج در فرج است

بیات در خلال تعاریفش از وقایع تلخ و گزنده جنگ، تاجایی که حتی مجبور شد دوربین را زمین بگذارد و با بند کفشش، شاهرگ بریده یک هموطنش مجروح را ببندد و جانی را نجات دهد، همچنین، به ابعاد زیبا و کمتر پیدای آن هم اشاراتی داشت.

به دفاع قهرمانانه نیروهای دفاعی و امنیتی کشورمان، به ایستادگی جانانه ملت ایران از پایتخت تا شهرهای کوچک و بزرگ حاشیه خلیج فارس، دیدن جلوه‌های محبت و فداکاری و همدلی مردم با آسیب‌دیدگان جنگ و... و در خاتمه گفته‌هایش، به دلیل حضورش اشاره کرد: حرف ناگفته زیادی در سینه دارم، اما انگیزه‌ام از حضور در مدرسه امام رضا (ع) این بود که شما هم بدانید که چه جنایاتی رخ داد و چه بر هموطنان‌مان گذشت.

امیدوارم همگی حواس‎مان باشد که پشت چه کسانی ایستادیم و از چه جبهه‌ایی دفاع می‌کنیم. در برنامه تلویزیونی «علاج» دعوت داشتم، از من صحبت پایانی خواستند و با اینکه کوچک‌تر از این حرف‌ها هستم، خطاب به ملت ایران گفتم: «مردم! علاج در فرج است».

کد خبر 9746

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha