حضور اجتماعی دین، بدون قدرت و اقتدار تحقق نمی‌یابد

سخنران نشست «دین و قدرت از منظر جامعه‌شناسی» با تأکید بر ضرورت برخورداری دین از قدرت و اقتدار اجتماعی گفت: دین برای حفظ هویت جمعی و حضور مؤثر در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و معرفتی نمی‌تواند نسبت به‌نظام قدرت بی‌تفاوت باشد.

به گزارش  عتبه نیوز، حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر پارسانیا در چهارمین محورهایش ملی «دین و قدرت» با موضوع «دین و قدرت از منظر جامعه‌شناسی» که در دفتر نمایندگی سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی در قم برگزار شد و به تبیین ابعاد مختلف ارتباط دین باقدرت پرداخت.

وی در ابتدای سخنان خود با ارائه تعریفی از دین اظهار کرد: دین در معنای عام، شیوه زیست و زندگی انسان و مربوط به قلمرو رفتارها و کنش‌های اختیاری اوست؛ از رفتارهای ظاهری گرفته تا ساحت اخلاق، گرایش‌های درونی و اعتقادات.

پارسانیا افزود: زندگی انسان تنها به ساحت فردی محدود نمی‌شود و کنش‌های او در سطوح خانوادگی، اجتماعی، منطقه‌ای و حتی جهانی امتداد پیدا می‌کند؛ ازاین‌رو، دین نیز می‌تواند در همه این سطوح حضور داشته باشد.

وی با بیان اینکه قدرت نیز پدیده‌ای برخاسته از حیات و کنش انسانی است، گفت: هنگامی که قدرت در قالب یک هویت جمعی و اجتماعی شکل می‌گیرد، خود به یکی از عرصه‌های مهم زندگی انسان تبدیل می‌شود و از همین نقطه، مسئله نسبت میان دین و قدرت اهمیت پیدا می‌کند.

قدرت می‌تواند دینی یا غیردینی باشد

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه نظام قدرت در کنار نهادهایی همچون اقتصاد و فرهنگ بخشی از حیات اجتماعی انسان است، بیان کرد: قدرت می‌تواند هویت دینی یا غیردینی پیدا کند و انسان متدین نیز در برابر ساختار قدرت و نحوه شکل‌گیری و جهت‌گیری آن مسئولیت دارد.

وی ادامه داد: ممکن است فرد در زندگی شخصی خود متدین باشد؛ اما جامعه یا نظام قدرتی که در آن زندگی می‌کند، صورت دینی نداشته باشد. در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که فرد دین‌دار در نسبت باقدرت اجتماعی چه مسئولیتی دارد و چگونه می‌تواند در شکل‌گیری یا اصلاح آن نقش ایفا کند.

پارسانیا با اشاره به تفاوت رویکردهای نظری در تحلیل این موضوع اظهار کرد: رابطه دین و قدرت را می‌توان بر اساس مبانی مختلف جامعه‌شناختی بررسی کرد؛ از نظریه‌هایی که برای فرد و کنش او اصالت قائل‌اند تا دیدگاه‌های ساختارگرا و پساساختارگرا که نقش ساختارها و مناسبات قدرت را پررنگ‌تر می‌بینند.

وی افزود: در برخی رویکردهای معاصر، همچون دیدگاه فوکو، قدرت حتی بامعرفت و تولید دانش پیوند پیدا می‌کند؛ اما در نگاه دینی، انسان دارای فطرت، هویت و مسئولیت است و در تعامل با ساختارهای قدرت می‌تواند کنش و انتخاب داشته باشد.

دین نسبت به قدرت بی‌تفاوت نیست

پارسانیا با اشاره به آموزه‌های اسلامی درباره حفظ توان و اقتدار جامعه دینی گفت: از منظر دینی، حفظ قوت و اقتدار جامعه اسلامی یک مسئولیت است و در متون اسلامی نیز بر فراهم‌کردن توان و قدرت در برابر تهدیدها تأکید شده است.

وی افزود: البته نسبت دین و قدرت تنها یک مسئله فقهی نیست و از منظر جامعه‌شناختی نیز می‌توان بررسی کرد که یک دین چگونه از سطح ایمان و رفتار فردی عبور می‌کند و به یک هویت فرهنگی و اجتماعی تبدیل می‌شود.

این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: برای شناخت حق و باطل، منطق استدلال، برهان و معرفت نقش اساسی دارد؛ اما هنگامی که دین می‌خواهد در سطح جامعه حضور پیدا کند، علاوه بر معرفت به ابزارهای ارتباطی، تبلیغ، خطابه، گفت‌وگو، مجاهدت و کوشش اجتماعی نیز نیازمند است.

وی با استناد به سیره پیامبر اکرم (ص) گفت: در سال‌های حضور پیامبر (ص) در مکه، دعوت اسلامی عمدتاً از طریق تبلیغ و ارتباط چهره‌به‌چهره گسترش پیدا می‌کرد؛ اما جامعه مکه به دلیل آن که می‌دانست گسترش این دعوت، شیوه زیست و مناسبات قدرت را دگرگون خواهد کرد، در برابر آن مقاومت می‌کرد.

پارسانیا ادامه داد: با شکل‌گیری جامعه اسلامی در مدینه، دین از سطح دعوت فردی فراتر رفت و توانست صورت اجتماعی و جمعی پیدا کند. فتح مکه نیز نمونه‌ای روشن از تأثیر قدرت اجتماعی در گسترش یک فرهنگ و هویت دینی بود.

قدرت، زمینه حضور عمومی یک فرهنگ را فراهم می‌کند

وی با اشاره به ورود گروه‌های مختلف به جامعه اسلامی پس از فتح مکه بیان کرد: استدلال، اعجاز و اتمام حجت در دوران مکه نیز وجود داشت؛ اما آنچه سبب شد دین در سطح عمومی و اجتماعی حضور گسترده‌ای پیدا کند، شکل‌گیری قدرت و اقتدار اجتماعی بود.

پارسانیا افزود: از این منظر، بحث قدرت با مفاهیمی همچون امامت، ولایت و حاکمیت ارتباط نزدیکی پیدا می‌کند، هرچند این مفاهیم کاملاً مترادف نیستند.

وی همچنین با اشاره به برخی فرازهای تاریخی صدر اسلام گفت: حفظ کلیت و اقتدار جامعه اسلامی در مواردی چنان اهمیت پیدا می‌کرد که شخصیت‌هایی مانند امیرالمؤمنین علی (ع) در مواجهه با مسائل و اختلافات داخلی، حفظ اصل جامعه اسلامی را نیز موردتوجه قرار می‌دادند.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به دعای امام سجاد (ع) برای مرزداران نیز اظهار کرد: این نمونه‌ها نشان می‌دهد که مسئله حفظ امنیت، قدرت و موجودیت جامعه اسلامی، حتی در شرایط اختلاف با حاکمان وقت، دارای اهمیت مستقلی بوده است.

اگر دین از عرصه قدرت کنار برود، قدرت دین را به خدمت می‌گیرد

پارسانیا در ادامه با بیان اینکه میان دین و قدرت نمی‌توان رابطه‌ای کاملاً خنثی تصور کرد، گفت: اگر دین بتواند هویت اجتماعی و قدرت فرهنگی خود را حفظ کند، می‌تواند در عرصه عمومی نقش‌آفرین باشد؛ اما اگر از عرصه قدرت و اقتدار کنار برود، این امکان وجود دارد که ساختارهای مسلط، دین را به حاشیه ببرند یا آن را در خدمت اهداف خود قرار دهند.

وی افزود: بنابراین رابطه دین و قدرت دوسویه است؛ دین برای تحقق اجتماعی خود به قدرت نیاز دارد و در مقابل، هر نظام قدرتی نیز بر عرصه فرهنگ، معرفت و حتی نحوه حضور دین در جامعه اثر می‌گذارد.

پارسانیا در پایان این مسئله را به شرایط امروز جهان اسلام پیوند زد و گفت: امت اسلامی برای حفظ هویت خود نیازمند حفظ قدرت و اقتدار در عرصه‌های مختلف است. هرجا این اقتدار از دست برود، زمینه آسیب‌پذیری فراهم می‌شود.

وی خاطرنشان کرد: این مسئله تنها به قدرت سیاسی محدود نیست؛ در عرصه فرهنگ، علم، نظام معرفتی و حتی زبان نیز اگر یک جامعه قدرت و مرجعیت خود را از دست بدهد، فرهنگ و نظام دانایی مسلط جای آن را خواهد گرفت. ازاین‌رو، حضور دین در هر یک از عرصه‌های زندگی اجتماعی، نیازمند برخورداری از قدرت متناسب با همان عرصه است.

کد خبر 9380

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha