نذری که زنجیر از پایِ دیگران گشود

در طواف ضریح، گاهی دست‌ها نه برای تمنا، بلکه برای رهایی گره می‌خورند. برخی نذر نان می‌کنند و برخی نذر جان؛ اما در این میان، جانهای وارسته‌ای هستند که نذرشان، بازگرداندن زندگی است.

به گزارش عتبه نیوز، حکایت، روایت مردی است که ثروت را در ترازوی رأفت رضوی وزن کرده؛ خیری که معتقد است مال حلال، بال پرواز است، نه بار دوش. او به نیابت از حضرت ضامن، زنجیر از پایِ درماندگان گشوده است تا به جای اسارت، طنین گرمِ خنده را به خانه‌هایی ببرد که چشم‌به‌راه معجزه‌ای از سمت مشهد، بودند. در ادامه، با دکتر اسفندیار صفری، شاغل در صنایع نفت و گاز کشور هم‌کلام شدیم تا داستان نذرش را برایمان، روایت کند.

چه شد که برای ادای دین خود به ساحت مقدس امام هشتم (ع)، مسیر آزادی زندانیان و دستگیری از گرفتاران را انتخاب کردید؟

 وقتی تصمیم گرفتم دین قلبی‌ام را به محضر امام رضا (ع) ادا کنم، با خود فکر کردم که چه عملی بیش از هر چیز با سیره ایشان هماهنگ است. امامی که پناه بی‌پناهان و مأمن دل‌های دردمند است، بهترین پاسخ را در آزاد کردن گرفتارانی دیدم که زیر بار ناتوانی خم شده‌اند. برای من نذر آزادی زندانی فقط یک کار خیر نبود، بلکه نوعی گفت‌وگو با عدل و رحمت الهی بود.

به نظر شما صفت برجسته امام رضا (ع) که به «معین‌الضعفاء» مشهور هستند، چه ارتباطی با کاری که شما انجام داده‌اید دارد؟

 وقتی لقب «معین‌الضعفاء» را می‌شنوم، احساس می‌کنم مال انسان اگر در مسیر خدمت خرج نشود، وزن و ارزش پیدا نمی‌کند. من ثروتم را نه به عنوان دارایی شخصی، بلکه به عنوان امانتی می‌بینم که تنها زمانی با هویت امام رضا (ع) سنخیت پیدا می‌کند که دستِ کسی را بگیرد و باری از دوشی بردارد.

برای شما لحظه‌ای که رقم نذر را امضا کردید، چگونه گذشت؟

 چون برخی آن را فقدان مال می‌بینند و برخی سرمایه‌گذاری ابدی. برای من آن لحظه شبیه رها کردن یک سنگ از دست نبود؛ بلکه مانند گذاشتن یک بال بر شانه بود. وقتی امضا کردم، نه تنها احساس کم شدن نکردم، بلکه نوعی سبکی، آرامش و حتی افتخار در دلم نشست. اهل دل درست می‌گویند: «مالی که بخشیده شود، از دست نمی‌رود؛ بلکه از دنیا به ابدیت منتقل می‌شود.»

آیا در این مسیر، عنایت و دست غیب امام رضا (ع) را در برکت بخشیدن به زندگی و کسب‌وکارتان لمس کرده‌اید؟

 بله، بارها در زندگی و کسب‌وکارم برکت‌هایی دیدم که حساب و کتاب دنیوی از توضیح آن عاجز است. در این مورد من پول دادم، اما در مقابل، امید و آرامش گرفتم. این برکت، همان امضای سبز حضرت (ع) در زندگی من است.

لحظه‌ای را تصور کنید که به واسطه کرامت شما و عنایت حضرت (ع)، پدری به آغوش خانواده باز می‌گردد؛ این لبخند در قلب شما چه شکلی است؟

لبخند آن خانواده برای من شبیه یک تصویر نورانی است؛ گویی تکه‌ای از بهشت در قلب انسان روشن می‌شود. احساس می‌کنم خداوند برای لحظه‌ای آینه‌ای در پیش رویم می‌گیرد تا ببینم که یک کار کوچک چه اندازه می‌تواند زندگی شخصی را دگرگون کند. در آن لحظه همیشه در دلم می‌گویم: «یا امام رضا (ع)، آنچه را از من پذیرفتی، از کرم تو بود.»

به عنوان کسی که این طعم شیرین را چشیده است، چگونه می‌توان فرهنگ خدمت رضوی را ترویج کرد؟

 راه امام رضا (ع) راه مهربانی است و هرکس در این مسیر قدمی بردارد، پیش از آن‌که دست دیگری را بگیرد، خود را بلند می‌کند. برای ترویج این فرهنگ باید الگوها را برجسته کنیم و اثر بخشی کمک‌ها را نشان دهیم. خدمت اگر با احترام و کرامت همراه باشد، تبدیل به یک فرهنگ پایدار می‌شود.

شنیده‌ایم مبالغ نذرهای شما گاهی تا ۳۰۰ میلیون تومان هم بوده است؛ اگر در این ایام مجاور حرم بودید، چه خدمتی را انتخاب می‌کردید؟

وقتی پای عشق در میان باشد، آدم حساب و کتاب را فراموش می‌کند. مبالغ در برابر کرامت آقا ناچیز است. اما اگر سعادت مجاورت داشتم، دلم می‌خواست سهمی در اولین لبخند یک «زائر اولی» داشته باشم و هزینه اقامت دو زائر را که تا به حال به زیارت نیامده‌اند، تقبل کنم.

در پایان، چه عیدی ویژه‌ای از امام رضا (ع) طلب می‌کنید؟

عیدی که آرام جانم شود، براتِ زیارت کربلا در روز اربعین است. همچنین در این ایام مبارک، آرزو دارم یادی شود از دوستان شهیدم حاج اکبر احمدی و حاج حامد عباسی که در حادثه «مهیار» اصفهان آسمانی شدند. از آقا می‌خواهم نام این شهیدان ایثارگر در کنار نام مبارکشان درخشان باشد و ما را هم در مسیر خدمت به خلق، ثابت‌قدم بدارد.

کد خبر 7886

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha