به گزارش عتبه نیوز، عصر هشتم اردیبهشت صحن قدس حرم امام رضا (ع) رنگ و بوی دیگری داشت؛ همهمهی شاد بچهها، ترکیب رنگها، خندهها و صدای بازی، فضای حرم را به جشن زندگی و امید تبدیل کرده بود. در دل دههی کرامت و شب ولادت امام رضا (ع)، اینبار کودکان قهرمانان اصلی صحن شدند؛ «سربازان کوچک وطن».
ادارهی امور پایگاه حرم مطهر رضوی با هدف تبدیل شکرانهی همجواری با حضرت رضا (ع)، برنامههای متنوعی تدارک دیده بود؛ یکی از متفاوتترین آنها، ویژه کودکان و خردسالان بود؛ برنامهای با عنوان «سرباز کوچک وطن».
حضور پرشور خانوادهها و بیش از سه هزار کودک
از نخستین لحظات عصر، حضور خانوادهها چشمگیر بود. تا غروب آفتاب، صحن قدس مملو از جمعیتی شد که برآورد اولیه آن، بیش از سه هزار کودک در سنین مختلف را نشان میداد.
بسیاری از این کودکان در ماههای اخیر در کنار والدینشان در خیابانها و مراسم حضور داشتند و حالا آمده بودند تا در جوار گنبد طلایی امام رضا (ع)، حس تعلق و مسئولیت خود را به زبان بازی، رنگ و قصه ادامه دهند.
پنج بخش جذاب برای دنیای کودکانه
برنامه «سرباز کوچک وطن» در پنج بخش طراحی شده بود، هر کدام با جذابیتی خاص و پیامهایی تربیتی و عاطفی.
سرزمین بازی و شادی
گوشهای از صحن، به محوطهای شاد برای بازیهای گروهی تبدیل شده بود. صدای خندهی بچهها با شعارهای وطندوستی در هم میآمیخت.
در خلال بازیها، مربیان با زبان ساده از مفهوم «خدمت به وطن» و «عشق به امام رضا (ع)» سخن میگفتند.
بوم احساسات کودکانه
دیوارهای از صحن به بوم بزرگ نقاشی تبدیل شده بود؛ کودکانی که با رنگ، خورشید، پرچم ایران، گنبد طلایی و کبوترهای سفید را روی دیوار میکشیدند. هر خطی، بازتاب دل پاک کودکی بود که میخواست بگوید: «در کنار امامم، برای وطنم آمادهام.»
جشن عروسکها و لبخندها
عروسکگردانها میان کودکان میچرخیدند، با آنها عکس میگرفتند، شوخی میکردند و خنده را هدیه میدادند. برق چشمان کودکان و خندههای بیپایان، این بخش را به شلوغترین قسمت برنامه تبدیل کرده بود.
پردهخوانی قصهی مقاومت و عشق
در گوشهای دیگر، کودکان حلقه زده بودند و پردهخوان با زبانی شیرین و آهنگین، قصهی ایثار، مقاومت و عشق به اهلبیت (ع) را روایت میکرد. سکوت شگفتزدهی کودکان، با پرسشهای ساده و عمیقشان در هم میآمیخت و روایت را زندهتر میکرد.
کارگاه کتاب، کاردستی و خلاقیت
میزهای کتاب و کاردستی پناهگاهی آرام برای کودکانی بود که میخواستند چیزی خلق کنند.
با کمک مربیان، سربازهای کاغذی، پرچمهای کوچک و قلبهایی با نام «یا رضا (ع)» ساخته میشد. در کنار آن، کتابهایی متناسب با سن بچهها بلندخوانی میشد و مفاهیمی، چون وطندوستی، همدلی و شکر همجواری با امام به زبان قصه ترجمه میشد.
سربازان کوچک، دلهای بزرگ
در سراسر این برنامه، حس مشترکی دیده میشد: ترکیبی از شکرگزاری و شور کودکانه.
این کودکان تنها تماشاگر رویدادها نبودند؛ همانگونه که همراه والدین در میدانها ایستاده بودند، اینبار در صحن قدس با هنر، بازی و کلام کودکانهشان نشان دادند که «سرباز کوچک وطن» بودن فقط یک عنوان نیست؛ هویتی است در دلهای کوچک، اما بزرگشان
صحن قدس؛ صحن حضور نسل آینده
صحن قدس در آن روز تنها محلی برای زیارت نبود؛ بلکه صحن حضور نسلی بود که در سایهی گنبد طلایی آموخته است، شکرانهی زندگی در جوار امام رضا (ع)، را میتوان با لبخند، بازی، نقاشی و کتاب ادا کرد.
نسلی که شاید قدشان هنوز به ضریح نرسد، اما دلشان تا حریم حضرت پر میکشد.
اینجا، «سرباز کوچک وطن» فقط یک برنامه نبود؛ روایتی زنده از پیوند کودکی، ایمان و عشق به ایران بود.
نظر شما