تصور کنید؛ تنها هفتاد و دو ساعت از فروپاشی بزرگترین استبداد قرن بر این ملت میگذرد. تهران در تبوتاب تولد یک نظم نوین است و جماران، میزبان سیل بیانتهای مردمی که برای دیدن چهره رهبرشان لحظهشماری میکنند.
اما در آن هیاهوی شیرین و سرنوشتساز، قلم روحالله بهجای آنکه صرفاً بر سر مناصب سیاسی بچرخد، به سمت افق خراسان و حریم علی بن موسی (ع) متمایل میشود. این، آغاز یک مواجهه صرفاً اداری نبود؛ این، ترسیم هندسه پیوند امت و امام بود در پناه آستان قدس رضوی.
آن روزها، امام خمینی (ره) با تدبیری بیبدیل، حرم مطهر رضوی را نه صرفاً یک کالبد زیارتی، بلکه قلب تپنده تمدن شیعی و سنگر امن آرمانهای یک ملت خواند و با سپردن امانت بزرگخویش به دستان پرتوان این حریم، نشان داد که چگونه سیره رضوی، ضامن بقای انقلاب است.
جوهری که پیش از خشکشدن، تاریخ را تغییر داد؛ از خراسان تا جماران
برای درک عمق این پیوند ناگسستنی، باید از منظر صرفاً کالبدی فراتر رفت و به نبض تاریخ نگریست. مشهد و حرم مطهر رضوی در ذهنیت راهبردی امام خمینی (ره)، هرگز یک جغرافیای صرفاً مذهبی نبود؛ بلکه کانون جوشش معرفت و پایگاه اصلی شبکه مقاومت در سالهای خفقان بود. وقتی در بیست و پنجم بهمنماه ۱۳۵۷، حکم تاریخی تولیت آستان قدس رضوی صادر شد، بسیاری از بحرانهای حیاتی یک کشور تازهتأسیس بر زمینمانده بود؛ اما امام با درایتی پیامبرگونه، اولویت را به حفظ میراث امت داد.
در آن حکم نورانی، تأکید صریح و بیواسطه امام بر حفظ موقوفات، خزانه و بهویژه کتابخانه آستان قدس رضوی، حاوی یک پیام تمدنی بزرگ بود: حرم مطهر رضوی، مخزن هویت شیعه و گنجینه خرد اسلامی است.
امام میدانست که آستان قدس رضوی، امتداد مکتب امام رضایی است که در اوج غربت، محفل مناظره و کرسی علم بود. اعتماد مطلق به آیتالله واعظ طبسی و تثبیت مدیریت این نهاد، نشان از آن داشت که بنیانگذار انقلاب، آستان قدس را بازوی توانمند خدمت و امین ملت در صیانت از میراث مادی و معنوی اهلبیت (ع) میداند.
سنگر امن یک ملت در پناه کبوتران حرم.
اما اوج این اعتماد راهبردی، در سالهای بعد و در سرنوشت یک سند بیبدیل متجلی شد. وقتی امام خمینی (ره) وصیتنامه سیاسی الهی خویش را که عصاره یکعمر مبارزه، تدبیر و اندیشه سیاسیاش بود مینگاشت، برای نگهداری از نسخه اصلی و راهبردی آن، جایی جز آستان قدس رضوی نیافت.
این انتخاب، یک نماد صرف نبود. امام، آستان قدس رضوی را حرز امن انقلاب میدانست. جایی که کبوترانش، شاهد صادقترین پیمانهای تاریخاند. سپردن وصیتنامه به حرم مطهر رضوی، یعنی پیوندزدن آرمانهای سیاسی جمهوری اسلامی به ریشههای عمیق آسمانی تشیع.
یعنی اعلام این حقیقت که تا زمانی که پرچم خدمت در آستان قدس رضوی برافراشته است، مسیر انقلاب از صراط مستقیم سیره رضوی خارج نخواهد شد.
دستهایی که بوی کرامت میدهند.
اما این نگاه عمیق و تمدنی امام به آستان قدس رضوی، چگونه در کالبد خدمات امروز این نهاد مقدس دمیده شده است؟ خدمات آستان قدس رضوی، یک مدیریت اداری صرف نیست؛ بلکه تجلی عملی سیره رضوی در بستر زمان و مکان است. وقتی به گستره خدمات این آستان نورانی مینگریم، در مییابیم که هر یک از این اقدامات، بازتابی از منش کریمانه امام رضا (ع) و تجلی همان تدابیر بنیانگذار انقلاب است. این خدمات را میتوان در چهار رگ اصلی حیاتی طبقهبندی و روایت کرد.
امتداد سفرههای کریمانه
امام رضا (ع) همان کسی بود که در ظلمت شب، کیسه نان بر دوش میکشید تا آبروی نیازمندان نریزد. امروز، آستان قدس رضوی با تأسیس و گسترش شبکه وسیع بنیاد کرامت و مراکز خدمترسانی اجتماعی، دقیقاً همان منش رضوی را بازتولید میکند.
خدمات معیشتی، توانمندسازی خانوادههای آسیبپذیر و حمایت از محرومان در سراسر ایران، نه یک کار خیریه ساده، بلکه ادای دین یک نهاد مقدس به محبانی است که ضامن کرامت انسانی آنهاست. این، همان نگاه امام به کارکرد اجتماعی حرم است؛ حرمی که دیوارهایش تا دورترین روستاهای محروم ایران گسترده میشود.
احیای کرسی مناظره
آنگونه که امام در آن حکم تاریخی بر کتابخانه و گنجینهها تأکید کرد، امروز آستان قدس رضوی به یکی از بزرگترین قطبهای علمی و فرهنگی جهان اسلام بدل شده است. دانشگاهها، پژوهشکدهها، همایشهای بینالمللی، انتشار آثار فاخر رضوی، همگی در راستای احیای آن کرسی مناظره علمی است که امام رضا (ع) در مدینه با علمای ادیان برپا کرد.
سیره رضوی یعنی عقلانیت توأم با معنویت و آستان قدس رضوی با صیانت از هزاران نسخه خطی و حمایت از نخبگان، پاسدار این میراث عظیم تمدنی است.
امانتداری از مال یتیم
در فقه و اندیشه امام، وقف، باقیات الصالحات یک ملت است. مدیریت هوشمندانه، شفاف و پویا موقوفات آستان قدس رضوی، نشان از درک عمیق این نهاد از امانتداری دارد. درآمد این موقوفات که روزگاری صرف امور جاری حرم میشد، امروز با درایت مدیران تراز انقلاب، به چرخه تولید، اشتغالزایی و توسعه زیرساختهای فرهنگی در سراسر خراسان و ایران بازگشته است.
این یعنی تطبیق اقتصاد رضوی بر مدار نیازهای روز؛ اقتصادی که در آن، ثروت از انحصار خارج شده و به شریان حیاتی محرومان تزریق میگردد.
آداب میزبانی و زیارت
و، اما در قلب این مجموعه، حرم مطهر رضوی میتپد. گسترش صحنها، تسهیل امور زائران، ایجاد فضاهای فرهنگی درجهیک و حفظ آداب زیارت، همگی نشان از آن دارد که آستان قدس رضوی، خود را میزبان خدا میداند. سیره رضوی یعنی گشادهرویی و مأمن غمگینان بودن.
امروز، هر زائری که قدم در صحنهای حرم مطهر رضوی میگذارد، نهتنها معماری باشکوه اسلامی را نظاره میکند، بلکه منش کریمانه امام رضا (ع) را در تکتک رفتارهای خادمان و ساختارهای مدیریتی این آستان لمس میکند.
در پناه امن خورشید
تاریخ تشیع، شاهد پیوندهای بسیاری میان علما و حرمها بوده است؛ اما پیوند امام خمینی (ره) با آستان قدس رضوی، جنسی از جنس تقدیر داشت. او حرم مطهر رضوی را نه در حاشیه که در متن هندسه انقلاب قرارداد. او به ما آموخت که سیره رضوی، یک سبک زندگی منفعلانه در کنج حجرهها نیست؛ بلکه بیانیهای است برای زیستن، برای خدمتکردن، برای امین مردم بودن و برای ساختن تمدنی که ریشه در خاک و شاخه در آسمان دارد.
امروز، وقتی در جوار ضریح فولاد میایستی و میدانی که امانت سیاسی الهی پیر جماران، در همین حریم، در امنیت آغوش امام رضا (ع) آرامگرفته است، بیاختیار اشک بر چشمت حلقه میزند.
این، داستان یک اعتماد متقابل است؛ اعتماد یک رهبر به حریم دوست و در پاسخ، سیل خروشان خدمتی که از این حریم به سراسر گیتی سرازیر شده است. آستان قدس رضوی، باتکیهبر این میراث عظیم و با الهام از سیره رضوی، همچنان، چون کوهی استوار، نهتنها ضامن دین مردم که ضامن آرمانهای ماندگار انقلاب اسلامی باقی خواهد ماند؛ چرا که در این حریم، روحالله، امانتدار رضا (ع) شد و رضا (ع)، ضامن روحالله و امت او شد.
نظر شما