‏واکاوی عقلانیت و اقتدار خاندان وحی در واقعه مباهله

‏مباهله؛ مانور قدرت الهی و مرز نهایی صدق و کذب

در حافظه تاریخی اسلام، لحظاتی وجود دارد که فراتر از یک واقعه، به یک معیار تبدیل شده‌اند. مباهله، تنها یک فراخوان برای نفرین متقابل نیست؛ بلکه نقطه غایی استدلال و تجلی عینی صدق دعوی پیامبری است که عزیزترین کسانش را به میدان می‌آورد تا مرز میان حقیقت و لجاجت را ترسیم کند.

در روزگاری که منطق گفت‌وگو جای خود را به پیش‌فرض‌های صلب می‌دهد، بازخوانی واقعه مباهله فراتر از یک روایت تاریخی، ضرورتی برای فهم جایگاه زن، خانواده و اقتدار معنوی در ساختار دین است. اما چرا مسیحیان نجران در آخرین لحظه از این رویارویی عقب نشستند؟ و چگونه حضور حضرت زهرا (س) و امیرالمؤمنین (ع) در این میدان، قرائت‌های سنتی از نقش‌های اجتماعی را به چالش می‌کشد؟ در گفت‌وگوی پیش‌رو با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر ناصر رفیعی، کارشناس برجسته تاریخ اسلام، به واکاوی لایه‌های پنهان این واقعه و پیام‌های معاصر آن پرداخته‌ایم تا دریابیم چرا مباهله را باید عید بزرگ استدلال، نامید. با ما همراه باشید. ‏

بن‌بست گفت‌وگو و آغاز آزمون صدق

حجت‌الاسلام رفیعی با اشاره به ریشه‌های لغوی این واقعه، بحث را از جایی شروع می‌کند که منطق کلام به بن‌بست می‌رسد. او می‌گوید: مباهله نه یک اقدام ابتدایی، بلکه آخرین راهکار در یک فرآیند اقناعی است. مباهله از ریشه بهل، به معنای رها کردن و واگذار کردن است.

وقتی در یک گفت‌وگوی دوجانبه، طرفین علیرغم روشن شدن براهین، بر موضع خود پافشاری می‌کنند، کار به داوری نهایی خدا واگذار می‌شود. آیه ۶۱ سوره آل عمران که می‌فرماید «فَمَنْ حَاجَّک فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَک مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکمْ وَ نِساءَنَا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنفُسنَا وَ أَنفُسکُمْ ثُمَّ نَبْتهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلی الْکاذِبین» دقیقا به همین نقطه اشاره دارد؛ یعنی پس از آنکه علم و آگاهی کامل عرضه شد و باز هم لجاجت باقی ماند، نوبت به فراخوان عمومی برای مباهله می‌رسد.

ایشان در ادامه به پیشینه این برخورد پرداخته و یادآور می‌شود: پیامبر (ص) با مسیحیان نجران وارد جنگ نشد. اسلام دین گفت‌وگوست. حضرت با آنها بر سر ماهیت حضرت عیسی (ع) بحث کرد. نجرانیان بر الوهیت عیسی (ع) پافشاری می‌کردند و پیامبر (ص) با منطقی قرآنی پاسخ داد که اگر نداشتن پدر دلیل بر خدایی است، حضرت آدم که نه پدر داشت و نه مادر، سزاوارتر است؛ «إِنَّ مَثَلَ عِیسَی عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ» (آیه ۵۹ سوره آل عمران). وقتی این استدلال روشن با دیوار لجاجت برخورد کرد، پیشنهاد مباهله مطرح شد تا دروغگو در پیشگاه حقیقت رسوا شود.

‏خانواده به مثابه سپر دفاعی حقیقت

دکتر رفیعی تصریح می‌کند: ترکیب همراهان پیامبر (ص) در این واقعه، حاوی پیامی راهبردی برای تمام اعصار است. پیامبر (ص) می‌توانست لشکری از صحابه یا بزرگان قوم را با خود بیاورد، اما عزیزترین‌ها یعنی ابناء، نساء و انفس خود را آورد. اسقف نجران وقتی دید پیامبر (ص) با دختر، داماد و نوه‌هایش آمده، به همراهانش نهیب زد که این چهره‌ها اگر از خدا بخواهند کوه را از جا بکنند، چنین خواهد شد. او فهمید کسی که خانواده‌اش را به میدان نفرین می‌آورد، به راهش ایمان مطلق دارد.

این استاد حوزه و دانشگاه با استناد به منابع متقن تاریخی اضافه می‌کند: این آیه بزرگترین سند فضیلت اهل‌بیت (ع) است. در اینجا علی بن ابیطالب (ع) به عنوان انفسنا یعنی جان پیامبر معرفی شده است.

جالب است که حتی در دوران سیاه سبّ امیرالمؤمنین (ع) توسط امویان، بزرگانی، چون سعد بن ابی‌وقاص به استناد همین آیه از توهین به علی (ع) سر باز می‌زدند. علامه امینی در الغدیر نام ۶۰ دانشمند برجسته اهل سنت را می‌آورد که همگی معترفند این آیه در شأن این پنج نفر نازل شده است. این یک اتفاق ساده نیست؛ این تثبیت جایگاه رهبری الهی در قلب قرآن است.

‏شکستن حصار کلیشه‌ها درباره حضور اجتماعی زن

در بخش دیگری از این گفت‌وگو، موضوع حضور حضرت زهرا (س) به عنوان تنها زن حاضر در این واقعه مورد بررسی قرار گرفت.

دکتر رفیعی با نگاهی انتقادی به برداشت‌های نادرست از جایگاه زن در اسلام تصریح می‌کند: حضور حضرت فاطمه زهرا (س) در مباهله، خط بطلانی بر تمام تفکراتی است که زن را محصور در خانه می‌خواهند. در آیه مباهله، کلمه نساءنا در کنار انفسنا و ابناءنا قرار گرفته است. این یعنی زن در حساس‌ترین بزنگاه‌های سیاسی و اعتقادی، نقشی هم‌تراز با مردان دارد.

حضرت زهرا (س) به عنوان یک رکن در این مانور قدرت معنوی حضور یافت تا نشان دهد عفاف و حجاب، مانع اثرگذاری در متن جامعه نیست.

وی با گریزی به چالش‌های دنیای معاصر و شعارهای آزادی زن یادآور می‌شود: امروز غرب از آزادی زن سخن می‌گوید، اما در عمل او را به ابزاری برای ویترین‌های تجاری و لذت‌جویی مردان، تبدیل کرده است. در منطق مباهله، زن یک شخصیت مستقل و تاثیرگذار است.

ما امروز شاهدیم که در کشورمان بیش از ۶۰ درصد دانشجویان و بخش بزرگی از متخصصان و طلاب را بانوان تشکیل می‌دهند.

این همان الگوی اصیل است؛ حضور در عرصه‌های علمی و اجتماعی با حفظ کرامت انسانی، نه آن ولنگاری که در نهایت به بردگی نوین زن در دست سرمایه‌داری، ختم می‌شود.

‏اقتدار در میدان و منطق در گفت‌وگو

دکتر رفیعی معتقد است، درس بزرگ مباهله برای امروز ما، ترکیب هوشمندانه اقتدار و منطق است. او با تحلیل رفتار سیاسی پیامبر (ص) می‌گوید: پیامبر (ص) تا آخرین لحظه از گفت‌وگو دست نکشید، اما وقتی پای اصول به میان آمد، با تمام قوا و با عزیزترین داشته‌هایش در صحنه حاضر شد. این ایستادگی باعث شد دشمن عقب‌نشینی کند و به جای جنگ، به صلح و پرداخت جزیه تن دهد. این یعنی اگر ما در موضع حق، مقتدرانه بایستیم، دشمن ناچار به پذیرش واقعیت خواهد بود.

ایشان با ذکر خاطره‌ای از سال‌های پایانی حیات امام خمینی (ره) به نقل از رهبر انقلاب، بر ضرورت تقویت درونی تاکید کرده و می‌افزاید: در سال ۱۳۶۵ که وضعیت جسمانی امام بحرانی شده بود، ایشان در دیداری کوتاه سه توصیه کلیدی داشتند: قوی باشید، متحد بمانید و به خدا توکل کنید. مباهله تجلی همین سه رکن است.

امروز اگر می‌بینیم دشمن از قدرت پهپادی و موشکی ما هراسان است، به خاطر همین اقتداری است که از منطق مباهله وام گرفته‌ایم. ما هزینه داده‌ایم، سختی کشیده‌ایم، اما هرگز از میدان حقیقت عقب ننشسته‌ایم.

‏حجت‌الاسلام رفیعی در پایان، بر ضرورت زنده نگه داشتن پیام‌های این روز تاکید کرده و می‌گوید: اعمال روز مباهله، از غسل و روزه گرفته تا خواندن آن دعای عظیم که شباهت عجیبی به دعای سحر دارد، همگی برای این است که ما روحیه حق‌طلبی را در خود زنده نگه داریم.

مباهله به ما می‌آموزد که در دفاع از عقیده، نباید ترسید. این روز، عید پیروزی صدق بر کذب است.

کد خبر 8398

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha