عتبهنیوز ـ آزیتا ذکاء؛ سکونت در مشهد و پیادهروی هر روزه تا حرم مطهر رضوی توفیقی است که روزی بانوان مناطق طلاب و وحدت مشهد شده که با خود وعده کردهاند، هر روز خود را با شمیم عطر رضوی آغاز کنند تا زندگیشان با این شروع زیبا برکت یابد.
دهه کرامت این فرصت را برای عتبهنیوز فراهم کرد تا با چند تن از این بانوان سر صحبت را باز کند و از اراده قوی آنها برای دلدادگی به ساحت مقدس علیبنموسیالرضا(ع) در سحرگاه بشنود و گوشهای از ارادت و عشق به حضرت را با بیان آنها به تصویر بکشد که مشروح آن از نظرتان میگذرد.
حقشناسی همجواری امام رضا(ع)
چند خانم سحرگاه هر روزه از خیابان علیمردانی ۳۹ راهی حرم مطهر میشوند و خانم جوانی هم از این فرصت استفاده کرده و به شرح برخی مسائل شرعی برای آنها میپردازد. صغری رحیمی بانوی ۵۱ سالهای است که با من همکلام شده و به چگونگی ایجاد این حرکت زیبا اشاره میکند و میگوید: «زادگاهم فریمان بوده و بزرگ شده این شهر هستم. سعادت یافتم پس ازدواج همسایه امام رضا(ع) شوم که حدود ۳۰ سال زندگی مشترکم در مشهد و زیر سایه این امام مهربان میگذرد. همیشه دوست داشتم هر روز برای عرض ارادت و زیارت به حرم مطهر مشرف شوم. وسط روز کاری پیش میآمد و نمیتوانستم به آرزویم برسم. تصمیم گرفتم صبح این برنامه را داشته باشم. بنابراین از خردادماه سال ۱۳۹۸ به تنهایی ساعت ۶:۳۰ صبح پیاده تا حرم میرفتم. اصلا در خواب شب نمیدیدم که روزی بتوانم هر روز پیاده تا حرم بروم. یکی از همسایگان روزی از من پرسید هر روز صبح کجا میروی؟ وقتی فهمید صبحها برنامه پیادهروی به حرم دارم، او هم تشویق شد، همراهم بیاید. بیش از یک ماه که خودم تنهایی پیاده رفتم در سالروز ولادت امام رضا(ع) کم کم چند نفر از همسایهها نیز با من همراه شدند و تا الان این پیادهروی با معدودی از همسایهها ادامه دارد».
اثرات تشویق همسر
او تشویقهای همسرش را در ارادهاش موثر دانسته و ادامه میدهد: «قبول مسئولیت سخت است. ابتدا میترسیدم در طول مسیر اتفاقی برای خانمها بیافتد. اما همسرم تشویقم میکرد و میگفت: با توکل بر خدا برو و مطمئن باش خود امام رضا(ع) نگهدارتان هست. در طول مسیر که حدود ۴۵ الی ۵۰ دقیقه طول میکشد، نماز شب میخوانیم یا به گفتن اذکار و فرستادن صلوات مشغول میشویم. سه سالی هست که یکی از همسایگان به جمع ما پیوسته که طلبه مکتب نرجس(س) است و در مسیر احکام و مسائل اعتقادی را برای ما بیان میکند. اینگونه مفید مسیر را تا حرم طی میکنیم. به پیشنهاد خانمها جمعهها برنامه پیادهروی نداریم».
ادای وظیفه
مریم نیکنام طلبه مکتب نرجس(س) بوده که قریب به ۱۰ سال در این حوزه به تحصیل دروس دینی مشغول است. از همراهیاش با همسایهها در پیادهروی به سمت حرم چنین میگوید: «این سعادتی است که برایم حاصل شده تا من هم همراه همسایهها پیاده به سمت حرم بروم. در مسیر برای خانمها از احکام نماز، مسائل اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، خانوادگی و تربیتی سخن میگویم و پاسخگوی سوالات آنها در این حوزهها هستم. این پیادهروی بهانهای شده تا وظیفه خودم را به عنوان مبّلغ نسبت به همسایگانم ادا کنم و امیدوارم مورد قبول خداوندمتعال قرار گیرد.

دوبار تشرف در مناسبتها
در مسیر جمعی دیگر از بانوان منطقه طلاب به این بانوان میپیوندند و ادامه مسیر را با هم طی میکنند. با مسئول آنها هم سر صحبت را باز میکنم که خودش را سکینه روشنگر معرفی کرده و میگوید: «قبلا که در منطقه چمن ساکن بودم همسایههای آن منطقه از بانوان جلسه قرآن بودند و هر هفته چهارشنبهها پیاده به سمت حرم میرفتند. من هم برای اولینبار از سال ۱۳۹۱ پیادهروی به سمت حرم را با آنها شروع کردم. کم کم روز در میان پیادهروی میرفتیم، اما به مرور برنامه پیادهروی را روزانه داشتیم.
سال ۱۳۹۵ منزلمان را به منطقه میرزا کوچکخان انتقال دادیم، خودم پیادهروی را با تعدادی از همسایهها راه انداختم. در تابستان که مدارس تعطیل است، دختران نوجوان و جوان نیز با ما همراه میشوند. کوچکترین فردی که همراه ماست، نوه ۶ سالهام است که بیشتر مسیر را پیاده راه میآید.
برای بهرهمندی از فرصت پیادهروی به خواندن نماز شب و نمازهای مستحبی اهتمام میورزیم، ختم یس و زیارت عاشورا داریم. گاهی مناسبتها را مثل روز عرفه دوبار به حرم مشرف میشویم.
چهار و پنج سال هم است که یک روز قبل از شهادت امام رضا(ع) با تعدادی از همسایگان از ملکآباد به سمت مشهد راه میافتیم تا شب شهادت را حرم باشیم».
۲۱ سال پیادهروی
همه روزه در کوچه پس کوچههای قدیمی محله وحدت، خانمی راهی حرم میشود که عینک دودی و عصای سفیدش معرف اوست؛ با وجود شرایط خاص نابینایی باز هم گاهی به تنهایی مسیر هر روزه خود را تا حرم مطهر میپیماید تا برای نماز صبح حرم باشد. با او که همکلام میشوم، خودش را زری بهرامی معرفی میکند و میگوید: «اسمم زری است ولی بتول صدایم میزنند. ۶۴ سال سن دارم و اصالتا اراکی هستم. سال ۱۳۸۱ با یک جانباز ۲۵ درصد دفاع مقدس ازدواج کردم و به مشهد آمدیم و در طبرسی ۲۰ واقع در چهارراه مقدم ساکن شدیم. حدود دو سال با همسرم عصرها پیاده حرم میرفتیم و نماز مغرب و عشاء را در حرم میخواندیم. همسایهای داشتیم که او هر روز صبح میرفت، بعد مدتی که شوهرم به خاطر عفونت و عوارض شیمیایی باید استراحت میکرد و نمیتوانست با من حرم بیاید، با زن همسایه حرم میرفتم. هفت سال بعد که همسرم به رحمت خدا رفت، به منطقه وحدت نقل مکان کردم و برنامه صبحگاهیام تعطیل نشد. البته دعای ندبه مسجد محلهمان غریب است، به همین دلیل شبهای جمعه را از ساعت ۱۲ شب پیاده به حرم میروم و تا صبح حرم هستم. ولی برای دعای ندبه به مسجد نزدیک منزلمان برمیگردم. الان ۲۱ سال است که در مشهد ساکن هستم و هر روز پیادهروی به سمت حرم مطهر داشتهام».

راضی به رضای خدایم
از او در مورد سختیهای یک نابینا سوال میکنم و اینکه در این مسیر شفایش را از امام رضا(ع) خواسته است! میخندد و میگوید: «طبیعی است که شفایم را از حضرت بخواهم، اما صلاحم نبوده که چشمانم بینا شوند، بنابراین راضی به رضای خدا هستم. چه سعادتی بالاتر از اینکه با این شرایط جسمانیام توفیق دارم هر روز به حرم مشرف شوم. حتی توفیق داشتهام، پنج بار کربلا بروم که سه بار آن پیادهروی اربعین بود. یکبار هم حج عمره رفتهام. هر وقت به زادگاهم میروم، دلم برای مشهد و امام رضا(ع) تنگ میشود، طاقت نمیآورم و زود برمیگردم».
پیادهروی به نیت دیگران
خانم بهرامی ادامه میدهد: «وقتی دیگران به من التماس دعا میگویند به نیت آنها پیاده تا حرم میروم و در طول مسیر ۱۰۰ بار توحید و نمازهای روزانه را میخوانم، ۱۰۰ تا صلوات میفرستم و همچنین ذکر میگویم تا به حرم برسم».
نظر شما