عضو هیئت علمی و مدیر گروه قرآن مرکز تخصصی آخوند خراسانی درباره حرکت تأسیس دارالتفسیر علامه شیخ طبرسی در حرم مطهر رضوی به خبرنگار پایگاه بین المللی اعتاب (عتبه نیوز) گفت: وقتی پیشوند «دار» بر سر عنوان یک فعالیت و مفهوم می آوریم؛ انتظار این است که کار را در آن عرصه تمام و کمال پی بگیریم؛ هرچند این واژه در کشور ما زیاد استفاده شده و مثلاً دارالقرآن در بسیاری از نقاط مختلف کشور ایجاد شده، اما ضمن قدرشناسی نسبت به تلاشگران این حوزه، آن گونه که باید، نقش موثر خود را ایفا نکرده است.
دکتر سید مهدی علمی حسینی افزود: با تأکیدی که در سیره رضوی نسبت به قرآن کریم وجود دارد و نیز با توجه به پیشینۀ معتنابه آستان قدس رضوی در عرصۀ معارف و مفاهیم قرآن کریم؛ وفق شئونات آستان قدس رضوی، باید دارالتفسیری در حد و سطح جهان اسلام راه اندازی شود، به گونه ای که این دارالتفسیر نقطۀ عطف فعالیتهای تفسیری در جهان اسلام باشد.
عضو هیئت علمی مرکز تخصصی آخوند خراسانی، با اشاره به حجم و وسعت فعالیت هایی که در کشور، در عرصۀ قرآن پژوهی تاکنون انجام شده گفت: مراکز زیادی سالهاست در این عرصه فعالیت می نمایند؛ مانند مرکز فرهنگ و معارف قرآن دفتر تبلیغات اسلامی قم با پیشینه ای بیش از ۳۰ سال که باید بدانیم تفاوت مأموریت دارالتفسیر علامه طبرسی با آن مرکز یا چنین مراکزی چیست.
این پژوهشگر قرآنی در ادامه افزود: وقتی میگوییم دارالتفسیر، یعنی باید بتوانیم تحول معناداری در مسیر تفسیر در سه سطح «شهر مشهد»، «سطح ملی» و «سطح جهانی» در طول یک دهه ایجاد کنیم. معناداری تحول در عرصۀ تفسیر به دو معنا بازمی گردد: نخست، یک بحث زیرساختی است که باید در تعامل نخبگان با تفسیر رقم بخورد. مانند اقدام ارزشمند دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم درخصوص راه اندازی «کارگروه مرجعیت علمی قرآن » که بخشی از برنامه جامع راهبردی آن نهاد است و در قالب برنامۀ جامع راهبردی دفتر، دغدغۀ توسعۀ رویکرد به مرجعیت علمی قرآن در عرصه های نخبگانی را در دستورکار دارد. وقتی می گوییم تحول معنادار، یعنی نسبت دارالتفسیر با این کارگروه چیست؟ همچنین به یاد دارم چند سال پیش، ستاد تفسیر حوزه به ریاست آیت الله علم الهدی تشکیل شد؛ که ثمرۀ حداقلی اش آغاز رسمی دروس تفسیر برخی بزرگانِ اساتید در حوزه بود. از وضعیت کنونی آن ستاد بیخبرم، اما باید نسبت دارالتفسیر با آن، تبیین شود. دوم، اینکه باید برای مؤسسین دارالتفسیر روشن باشد که تأثیر این مرکز در زندگی جاری و سلوک مردم چیست؟
اگر این تحول معنادار هم در عرصۀ نخبگان و هم در عرصۀ مردم عادی ایجاد نشود، ما دچار تکرار شده ایم و باید دارالتفسیر را استمرار همان فعالیتهای دارالقرآن، در ساحتی متفاوت و صرفاً با عنوانی جدید برشمریم.
به عنوان یک پیشنهاد، به نظر می رسد میشود دارالتفسیر را محلی برای کارآموزی طلاب رشتۀ قرآن و تفسیر و نیز دانشجویان رشتۀ علوم قرآن و حدیث قرار داد. به این معنا که دارالتفسیر، میدان و عرصه ای باشد برای دانشجو و طلبه ای که آموخته های علمی خود در حوزه تفسیر و علوم قرآن را کف میدان و رودررو با مخاطب و زائر، عملیاتی کند. به نظر می رسد اگر فرصت دارالتفسیر را در اختیار جمعی بگذاریم که گرفتار و درگیر با دهها فعالیت قرآنی و تفسیری دیگر هستند، آن بالندگی و رشدی که انتظار میرود، دستیاب نخواهد شد. درواقع، دارالتفسیر می تواند محل کارآموزی محصّلان رشتههای قرآنی باشد.
این پیشنهاد هم راستا با مفاد بیانیۀ گام دوم انقلاب نیز هست. که روح آن، انتقال تجربه ها و امور و امهات کارها به نسل جوان و گروه های بعدی است.
آخرین پیشنهاد دکتر علمی حسینی در رابطه با دارالتفسیر علامه شیخ طبرسی ایجاد یک گعدۀ یا حلقه فعال تفسیری در مجموعۀ دارالتفسیر بود که در این زمینه چنین گفت: در مشهد مراکز حوزوی متعدد دانش پژوهان قرآن و تفسیر را در سطح ۳و ۴ تربیت می کنند. علاوه بر این، دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی و دانشگاه آزاد اسلامی مشهد در مقاطع مختلف خروجی قرآنی دارند. کافی است نخبگان خود یا افرادی که پژوهشگر بالفعل هستند را جهت فعالیت مؤثر در دارتفسیر علامه طبرسی معرفی کنند. این اقدام علاوه بر اینکه زمینۀ توسعۀ ارتباطات فعالان این رشتهها با هم و مآلاً ایجاد همافزایی را محقق میکند؛ آیندۀ این رشتهها را در نگاه علاقمندان به این عرصه، روشنتر و امیدبخش تر خواهد کرد.
البته روشن است که تحقق این کارکرد برای دارالتفسیر شیخ طبرسی، درگروی وجود جاذبه های کارساز این مجموعه است تا بتواند قرآن پژوهان را در همۀ سطوح، گرد هم آورَد.
نظر شما