جناب دکتر، ضمن تبریک این روز فرخنده، بگذارید از اینجا شروع کنیم که امروزه خیلیها دنبال فرمولی برای خوشبختی میگردند؛ اما شما در پژوهشهای خود بر روی اخلاق بهعنوان شالوده اصلی تأکید دارید.
به نظر شما چرا در سیره علوی و فاطمی، اخلاق صرفاً یک زینت ظاهری نیست و چطور میتواند یک زندگی را در برابر بحرانها بیمه کند؟
دقیقا همینطور است. ببینید، در زندگی حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س)، اخلاق حکم ستون فقرات را دارد. وقتی از اخلاق حرف میزنیم، از چهار اثر بنیادین صحبت میکنیم: اول پایداری است؛ یعنی همان چیزی که خانواده را در تلاطمها منسجم نگه میدارد. دوم، تعالیبخشی است که روابط ساده زوجین را به مسیری برای رشد روح تبدیل میکند. اثر سوم، آرامشآفرینی است؛ یعنی ایجاد یک حریم امن روانی که در آن، فرد فراتر از آسایش مادی، به آرامش درونی میرسد و در نهایت مصونیتبخش است و مثل یک سپر، خانواده را از رفتارهای مخرب حفظ میکند.
با این اوصاف، وقتی وارد جزئیات زندگی این دو بزرگوار میشویم، چه اصول یا رفتارهای مشخصی را میبینیم که برای انسانِ امروز هم کاربردی باشد؟ منظورم آن ضرورتهایی است که محبت را در خانه، جاری میکند.
در سیره این دو بزرگوار، خوشبختی بر پایههایی مثل احترام متقابل، سادهزیستی برای سبک شدن فشارهای زندگی، صبر و البته صداقت بنا شده است، اما اگر بخواهم به چهار الگوی رفتاری ملموس اشاره کنم، باید به تقسیم کار عالمانه اشاره کرد؛ جایی که مرز وظایف داخل و خارج خانه مشخص شد تا نظم و آرامش حکمفرما شود. مورد بعد خوشرویی و مداراست؛ امیرالمؤمنین (ع) خوشزبانی را یک وظیفه اخلاقی برای حفظ صفای خانه میدانستند.
همچنین مشارکت در امور منزل؛ جالب است که امام با تمام مشغلههای اجتماعی، در آوردن آب و تهیه هیزم پیشقدم بودند و نکته طلایی، شناخت روحیات همسر است.
اتفاقاً نکته شناخت همسر بسیار کلیدی است. در متون اسلامی نمونهای سراغ داریم که این درک متقابل را در اوج خود نشان دهد؟
بله یک نمونه بسیار زیبا وجود دارد. روزی یکی از اصحاب، امام علی (ع) را در نخلستان در حال مناجات دید که از هوش رفتهاند. گمان کرد ایشان از دنیا رفته و هراسان خبر را به حضرت زهرا (س) رساند؛ اما پاسخ حضرت زهرا (س) نشاندهنده عمق شناخت ایشان از روح بزرگ همسرشان بود. ایشان با آرامش فرمودند: «این حالت بیهوشی، نه مرگ، بلکه بر اثر شدت خوف و خشیت الهی است که بر ایشان عارض شده است»، این یعنی درک دقیق ابعاد وجودی همسر که باعث میشود در بحرانها، بهجای اضطراب، همدلی حاکم شود.
آقای دکتر، شما در بخشی از صحبتهای خود از اخلاق بهعنوان ملات مستحکم یاد کردید. چرا معتقدید بدون این پایبندی اخلاقی، حتی باوجود عشق اولیه، باز هم پایداری زندگی مشترک به خطر میافتد؟
چون عشق بدون اخلاق، در برابر طوفان اختلافات رنگ میبازد. ارزشهای اخلاقی باتکیهبر صداقت، اعتماد میسازند و اعتماد، امنیت روانی میآورد. وقتی فضای خانه بر پایه صبر و مدارا باشد، اختلافات طبیعی زندگی بهجای تخریب رابطه، مدیریت میشوند. در واقع، اخلاق اجازه نمیدهد رابطه به یک قرارداد خشک تبدیل شود؛ بلکه آن را به پیوندی عمیق بدل میکند که حتی در اوج فشارها، یکپارچه و آسیبناپذیر باقی میماند.
اگر بخواهیم این بحث را به رضایت از زندگی پیوند بزنیم، صداقت و همدلی کجای این پازل قرار میگیرند؟ آیا اینها واقعاً میتوانند کانون خانواده را به آن پناهگاهی که همه دنبالش هستند تبدیل کنند؟
حتماً. ببینید، صداقت و شفافیت، اضطراب و پنهانکاری را ریشهکن میکند. وقتی تکریم متقابل باشد، کرامت انسانها حفظ میشود و تعارضات باعث فرسایش عاطفی نمیشوند. از طرفی، همدلی باعث میشود فرد در برابر تنشها احساس تنهایی نکند و رویکرد حل مسئله مشارکتی جایگزین جبههگیری شود.
برآیند اینها، خانواده را به یک پناهگاه امن برای تنظیم هیجانات تبدیل میکند؛ جایی که زوجین میتوانند در آن به خودشکوفایی و رشد فردی برسند.
بهعنوان سؤال پایانی، برای زوجهای جوانی که در آغاز راه هستند، عمل به این اصول اخلاقی چطور میتواند صمیمیت آنها را در طول زمان پویا نگه دارد؟
عمل به این اصول، سه کارکرد حیاتی دارد: اول اینکه باصداقت، دلبستگی عاطفی را عمیق میکند. دوم، با ابزار صبر و گذشت، مانع از انباشت کینه میشود و گفتوگوی سازنده را جایگزین تخریب میکند و در نهایت، خوشرویی و درک متقابل باعث میشود نیازهای عاطفی همواره تأمین شده و صمیمیت، بهجای کهنه شدن، روزبهروز تازهتر و پویاتر بماند. این همان فرمول ساده، اما عمیقی است که از خانه علی (ع) و فاطمه (س)، بهیادگارمانده است.
نظر شما