از بازتعریف قدرت در نظم جهانی تا امتداد سیره رضوی در الگوی رهبری

اندیشمندان حاضر در نشست تخصصی «تمدن نوین اسلامی و نقش ایران به‌عنوان قدرت چهارم جهانی از منظر رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) و نهادینه‌سازی اصول امام رضا (ع)، به‌ویژه در حوزه عدالت و کرامت انسانی»، با بازخوانی مفهوم قدرت در نظم جدید، به بررسی مؤلفه‌های تمدن نوین اسلامی و امتداد آموزه‌های امام رضا (ع) در حوزه رهبری، عدالت، کرامت انسانی و حمایت از مستضعفان پرداختند.

به گزارش عتبه  نیوز، دکتر رقیه فاضل، پژوهشگر علوم تربیتی به‌عنوان رئیس گفت‌وگوی تخصصی، در آغاز این نشست تخصصی از ششمین کنگره جهانی حضرت رضا (ع)، با اشاره به مباحث شکل‌گرفته پیرامون مفهوم «قدرت چهارم جهان» گفت: این مفهوم از منظرهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فکری محل بحث بوده و به‌ویژه از فروردین ۱۴۰۵ و پس از انتشار مطلبی در یکی از روزنامه‌های آمریکایی درباره ایران به‌عنوان قدرت چهارم، دیدگاه‌ها و مناقشات مختلفی پیرامون آن شکل‌گرفته است.

وی افزود: یکی از پرسش‌های اساسی این است که آیا ایران با همان شاخص‌هایی سنجیده می‌شود که قدرت‌های بزرگ کنونی جهان بر اساس آن ارزیابی می‌شوند؟ منتقدان معمولاً مؤلفه‌هایی مانند حجم اقتصاد و توان و تسلیحات نظامی را ملاک قرار می‌دهند و این پرسش را مطرح می‌کنند که قدرت چهارم بودن ایران یک تعارف است یا نشانه‌ای از ظهور قدرتی جدید در عرصه جهانی؟

فاضل گفت: وقتی درباره نظم جدید سخن می‌گوییم، طبیعتاً شاخص سنجش قدرت و ظهور و افول قدرت‌ها نیز می‌تواند تغییر کند؛ بنابراین مسئله‌ای که در این نشست دنبال می‌شود، بیش از آنکه تعیین جایگاه یک کشور در سلسله‌مراتب موجود قدرت باشد، ناظر به خود مفهوم قدرت و شاخص‌های سنجش آن در نظم جدید است.

توحید و عدالت؛ بنیان تمدن نوین اسلامی

رئیس نشست با اشاره به مفهوم تمدن نوین اسلامی گفت: غایت حرکت انبیا، شکل‌گیری تمدنی است که توحید و عدالت در آن نقش و ارزش اساسی داشته باشد و اصول و ضوابط الهی در ساختار آن جاری شود.

وی افزود: هنگامی که از ایران در قامت یک قدرت جدید سخن گفته می‌شود، مقصود این نیست که آمریکا، چین، روسیه و ایران را قدرت‌هایی از یک جنس بدانیم که تنها در یک رده‌بندی جایگاهشان تغییر می‌کند. آنچه در اینجا دنبال می‌شود، شکل‌گیری تمدنی است که عدالت و کرامت انسانی در بنیان آن قرار دارد.

فاضل ادامه داد: از این منظر، مسئله صرفاً دست‌به‌دست شدن قدرت میان دولت‌ها نیست. اگر قدرت‌های شناخته شده امروز متعلق به یک نظم کهنه باشند، تمدن نوین اسلامی در پی نظمی متفاوت است که در آن اصول اسلامی، توحید، عدالت و کرامت انسانی مبنای حرکت قرار می‌گیرد.

امام رضا (ع) در متن تمدن اولیه مسلمانان

وی در ادامه با اشاره به شرایط تاریخی دوران امام رضا (ع) گفت: آن حضرت در مقطعی حضور داشت که از آن به‌عنوان دوران تمدن اولیه مسلمانان یاد می‌شود؛ دوره‌ای که پیشرفت‌های گسترده‌ای در علم، صنعت، معماری، هنر و فرهنگ شکل‌گرفته و نهضت ترجمه نیز توسعه‌یافته بود.

فاضل با اشاره به ولایت‌عهدی امام رضا (ع) و مواجهه آن حضرت با مأمون افزود: پیشرفت علمی و مادی به‌تنهایی به معنای تحقق تمدن مطلوب اسلامی نیست و باید نسبت ساختار قدرت با ارزش‌های اسلامی را نیز موردتوجه قرار داد.

وی با اشاره به تحلیل رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) از این مقطع تاریخی گفت: امام رضا (ع) طراحی سیاسی مأمون را به‌درستی شناخت و به‌گونه‌ای با آن مواجه شد که در اوج قدرت دستگاه خلافت عباسی، جریان اصیل اسلام نه‌تنها متوقف نشد، بلکه استمرار یافت.

رئیس این نشست، تمدن نوین اسلامی، سیره امام رضا (علیه‌السلام) و اندیشه رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) را سه محور به‌هم‌پیوسته این بحث دانست و گفت: سخن از تمدن نوین، سخن از بازگشت به اصول اسلامی و ایجاد نظمی مبتنی بر توحید، عدالت و کرامت انسانی است؛ نه صرفاً تغییر بازیگران در نظم موجود.

از مجاورت جغرافیایی تا پیوند فکری و معنوی با امام رضا (ع)

در ادامه نشست، سلوا بنت محمد بن طاهر النمر، مجتهده، مؤسس و مدیر حوزه علمیه سیده معصومه (س) و از اهالی سرزمین حجاز، با موضوع «وراثت رهبر شهید (رحمت‌الله علیه) از امام رضا (علیه‌السلام)» به ارائه دیدگاه‌های خودپرداخت.

النمر گفت: مقصود از مقایسه تجربه امام رضا (علیه‌السلام) و رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه)، تکرار عینی یک واقعه تاریخی یا یکسان‌انگاری جایگاه امام معصوم (علیهم‌السلام) با یک رهبر دینی نیست؛ بلکه هنگامی که اسباب و شرایط مشابه تکرار می‌شوند، می‌توان سنت‌ها و الگوهای مشابه را با رعایت تفاوت مقام‌ها و شرایط تاریخی موردمطالعه قرار داد.

وی با اشاره به تولد و رشد رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) در مشهد افزود: مجاورت ایشان با امام رضا (ع)، یک هم‌جواری عادی و صرفاً جغرافیایی نبود، بلکه پیوندی عاطفی، روحی و معنوی بود که بر شکل‌گیری شخصیت ایشان تأثیر عمیقی گذاشت.

النمر یکی از مهم‌ترین ابعاد این پیوند را «رهبری عالمانه» دانست و گفت: امام رضا (ع) در نشر توحید و امامت به‌عنوان دو اصل رسالت الهی و جهانی نقشی برجسته داشت و همین بعد علمی و هدایتگرانه، یکی از مؤلفه‌های مهم برای فهم امتداد سیره رضوی است.

از مدینه تا خراسان؛ جهانی‌شدن عرصه فعالیت امام رضا (ع)

این اندیشمند اهل حجاز در تبیین گستره جهانی نقش امام رضا (ع) گفت: یکی از شواهد عملی این مسئله، انتقال آن حضرت از مدینه به خراسان است. امام رضا (ع) با رغبت خود مدینه را ترک نکرد و به‌حکم حاکم وقت به خراسان منتقل شد، اما این رخداد به عرصه‌ای برای گسترش اندیشه و معارف توحیدی تبدیل شد.

وی افزود: خراسان در آن مقطع مرکز یکی از قدرت‌های بزرگ جهان و محل حضور عالمان و نمایندگان ادیان، مذاهب و نحله‌های مختلف بود؛ ازاین‌رو، انتقال امام رضا (ع) از مدینه به این منطقه، عرصه‌ای وسیع‌تر برای نشر معارف اسلامی، توحید و امامت با حجت و برهان فراهم کرد.

النمر با اشاره به احتجاجات و مباحث توحیدی امام رضا (ع) گفت: در میراث علمی آن حضرت، مجموعه‌ای از مباحث کلامی، فلسفی و اخلاقی و استدلال‌های مرتبط با توحید و ولایت الهی وجود دارد و مواجهه امام با صاحبان ادیان و اندیشه‌های مختلف نیز بخشی از همین افق گسترده علمی بود.

ولایت‌عهدی؛ فرصتی در دل طراحی سیاسی مأمون

النمر در ادامه، نحوه مواجهه امام رضا (ع) باقدرت سیاسی را یکی دیگر از محورهای این تجربه دانست و گفت: امام توانست شرایط و امکانات موجود را برای پیشبرد رسالت خود مدیریت کند و پذیرش ولایت‌عهدی پس از امتناع اولیه نیز باید در همین چارچوب بررسی شود.

وی افزود: قرارگرفتن امام رضا (ع) در جایگاه ولایت‌عهدی به معنای همراهی با اهداف مأمون نبود، بلکه فرصتی شد تا حقیقت توحید و امامت بیش از گذشته در عرصه عمومی آشکار شود.

النمر گفت: امام رضا (ع) از یک‌سو با انحرافات درون جامعه اسلامی مواجه بود و ازسوی‌دیگر، با صاحبان ادیان و نحله‌های فکری مختلف گفت‌وگو می‌کرد. حضور آن حضرت در مرکز قدرت و در محیطی که جریان‌های فکری و دینی مختلف در آن حضور داشتند، زمینه ظهور گسترده‌تر جایگاه علمی ایشان را فراهم کرد.

وی افزود: هر اندازه جایگاه علمی و اجتماعی امام رضا (ع) بیشتر آشکار می‌شد، تقابل میان منطق امامت و منطق قدرت مأمون نیز وضوح بیشتری پیدا می‌کرد؛ زیرا امام (ع) در عین حضور در این موقعیت سیاسی، زهد، استقلال و حق‌گویی خود را حفظ کرد.

رهایی از قیدهایی که حرکت به‌سوی هدف را متوقف می‌کنند

النمر در بخش دیگری از سخنان خود به‌ضرورت تمرکز بر غایت اصلی پرداخت و گفت: یکی از اصول مهم در الگوی رهبری، پرهیز از اشتغال به امور فرعی و مسائلی است که انسان را از رسالت و هدف اصلی خود بازمی‌دارد.

وی افزود: هر عاملی که دامنه اثرگذاری انسان را محدود کند، دست او را ببندد یا مانع حرکتش به‌سوی هدف اصلی شود به‌مثابه قیدی است که باید کنار گذاشته شود.

النمر با اشاره به مفهوم قرآنی «اغلال» گفت: هر آنچه انسان را از حرکت به‌سوی غایت اصلی و هدف برتر خود مشغول و منصرف کند، می‌تواند به غل و زنجیری تبدیل شود که باید از میان برداشته شود.

«بشریت»؛ گستره مخاطبان یک رسالت جهانی

وی یکی دیگر از ویژگی‌های اندیشه رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) را نگاه فراگیر به انسان دانست و گفت: کاربرد مفهوم «بشریت» در سخنان ایشان نشان‌دهنده افقی است که رسالت اسلامی را در محدوده یک ملت، قوم یا جغرافیا متوقف نمی‌کند.

النمر افزود: این نگاه باکرامت انسانی ارتباط دارد و مخاطب پیام اسلامی را همه انسان‌ها می‌داند. رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) در سخن از پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله و سلم) نیز نیاز به آن حضرت را محدود به مسلمانان نمی‌دانست، بلکه همه بشریت را نیازمند پیامبری می‌دانست که رحمت برای جهانیان است.

وی گفت: این نگاه در عرصه عمل نیز در نحوه ارتباط با گروه‌های مختلف اجتماعی، علمی و فرهنگی و تلاش برای نزدیک‌کردن انسان‌ها به اهداف متعالی ظهور پیدا می‌کرد.

جذب ظرفیت‌های فکری به‌جای طرد آنها

النمر با اشاره به شیوه تعامل رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) با اندیشمندان، ادیبان، مراجع، علما و چهره‌های حوزوی گفت: ایشان توانایی شناخت افراد و ظرفیت‌های فکری آنان را داشت و می‌کوشید هر فرد را متناسب با موقعیت و ظرفیت خود به مسیر فکری و دینی نزدیک کند.

وی افزود: صرف مجاورت و نزدیک بودن افراد کافی نیست؛ مهم این است که بتوان آنان را به اندیشه و معرفت دینی نزدیک کرد و زمینه اصلاح و رشد فکری و اعتقادی آنان را فراهم ساخت.

النمر در بیان نمونه‌ای از این رویکرد به جلال آل‌احمد اشاره کرد و گفت: باوجود بحث‌هایی که درباره برخی دیدگاه‌های او وجود داشت، رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) در مواجهه با وی رویکرد طرد نداشت و برای نزدیک‌شدن او به اندیشه دینی تلاش کرد.

وی با اشاره به ارتباط رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) با جلال آل‌احمد افزود: این ارتباط در نزدیک‌شدن او به دین اثر داشت و رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) آرزو داشت جلال آل‌احمد عمر بیشتری داشته باشد و بتواند برای کشور خود نقش‌آفرینی کند.

مقاومت؛ امتداد نگاه جهانی به کرامت انسان

این اندیشمند اهل حجاز در بخش پایانی سخنان خود، این نگاه را به مسئله مقاومت و حمایت از مستضعفان پیوند زد و گفت: رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) توانست ظرفیت‌های محور مقاومت را در برابر جریان‌های سلطه‌گر سامان دهد و در برابر فشارهایی که برای شکستن اراده امت اسلامی و ملت‌ها وارد می‌شود، ایستادگی کند.

وی افزود: این رویکرد، مقاومت را به یک جغرافیا یا ملت محدود نکرد و آن را با دفاع از مستضعفان و مقابله با جریان‌های سلطه پیوند زد.

النمر گفت: رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) روح زندگی کریمانه و عزتمندانه را در امت اسلامی زنده کرد و جهان امروز به نگاهی مبتنی بر عدالت، عقلانیت، شجاعت و کرامت انسانی نیاز دارد.

شهادت؛ از سوگ یک رهبر تا مسئولیت ساختن تاریخ

در ادامه این نشست، زینب سیده میرزا از انگلستان، مدرس جامعه العلمیه تورنتو در کانادا، سخنان خود را با قرائت آیه ۱۶۹ سوره آل‌عمران آغاز کرد و گفت: شهید با شهادت خاموش نمی‌شود، بلکه پس از شهادت نیز پیام او استمرار پیدا می‌کند و کسانی که شاهد این شهادت هستند، در برابر آن مسئولیت دارند.

وی با اشاره به حضور گسترده مردم در آیین‌های تشییع رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) افزود: مردم باوجود دشواری سفر، ازدحام و گرمای هوا، با عشق در این مراسم حضور یافتند و مسئله اصلی، فراتر از تعداد حاضران، فهم معنای این حضور و مسئولیتی است که برای آینده ایجاد می‌کند.

میرزا با تشبیه اثرگذاری یک شخصیت به امواج ناشی از افتادن سنگ در آب گفت: گستره واکنش مردم به شهادت رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) می‌تواند نشان‌دهنده عمق اثرگذاری ایشان باشد و باید پرسید این واقعه برای کسانی که شاهد آن بوده‌اند، چه وظیفه‌ای ایجاد می‌کند.

از تماشاگر تاریخ تا کنشگر آن

وی با بیان اینکه اندوه ناشی از شهادت نباید به انفعال منجر شود، گفت: سوگ باید به‌نوعی خشم مقدس و سازنده تبدیل شود که انسان را به حرکت و شناخت وظیفه وادارد تا به‌جای تماشاگر تاریخ، بخشی از جریان ساختن آن باشد.

میرزا افزود: این مسئولیت الزاماً به اقدامات بزرگ محدود نیست؛ هر فرد در جایگاه خود، از تربیت خانواده تا پایبندی عملی به ارزش‌های دینی در جامعه، می‌تواند اثرگذار باشد و در این مسیر، کیفیت و اخلاص عمل بیش از کمیت آن اهمیت دارد.

شهید؛ شاهد و گواه حقیقت

این مدرس علوم اسلامی در تبیین مفهوم «شهادت» گفت: ریشه این واژه با دیدن، دانستن و گواهی‌دادن ارتباط دارد؛ شاهد کسی است که حقیقتی را می‌بیند و پس از شناخت آن، مسئولیت دارد به آن گواهی دهد.

وی این مفهوم را به شهادتین پیوند زد و افزود: مسلمان با گواهی به یگانگی خداوند و رسالت پیامبر اکرم (ص)، خود در جایگاه شاهد حقیقت قرار می‌گیرد. ایمان نیز صرفاً یک تصدیق ذهنی نیست، بلکه باید در زندگی انسان ظهور پیدا کند و به رفتار و مسئولیت او جهت دهد.

میرزا با استناد به آیه ۱۹ سوره حدید، «صدق» و «نور» را دو لازمه این گواهی دانست و گفت: مؤمن برای مشاهده و تشخیص حقیقت به نور ایمان نیاز دارد و پرهیز از گناه و ذکر کثیر خداوند از راه‌های دستیابی به این نور است.

امت اسلامی؛ مسئول گواهی‌دادن به حقیقت

وی با اشاره به آیه «وَفَوْقَ کُلِّ ذِی عِلْمٍ عَلِیمٌ» گفت: همان‌گونه که علم دارای مراتب است، شهادت و گواهی نیز مراتبی دارد و در عالی‌ترین مرتبه، پیامبر اکرم (ص) شاهد بر امت است.

میرزا با اشاره به مفهوم «امت وسط» افزود: امت اسلامی نیز در برابر دیگران مسئولیت گواهی‌دادن به حقیقت را برعهده دارد و نمی‌تواند نسبت به انحرافات پیرامون خود بی‌تفاوت باشد.

وی این مسئله را به انقلاب اسلامی پیوند زد و گفت: امام خمینی (ره) به‌عنوان یک احیاگر، در برابر وضعیت موجود و انحراف‌ها سکوت نکرد و با انقلاب اسلامی، این گواهی به حقیقت را از سطح شناخت به عرصه عمل اجتماعی و سیاسی آورد.

زیارت امام رضا (ع)؛ عرصه شهود و گواهی

میرزا در پایان، مفهوم شهادت را به زیارت امام رضا (ع) پیوند زد و با نقل روایتی درباره فضیلت زیارت آن حضرت در غربت گفت: در این روایت، برای زائر امام رضا (ع) پاداشی عظیم در کنار پاداش شهیدان، صدیقان، حج‌گزاران و مجاهدان بیان شده است.

وی افزود: «مشاهد» تنها مکان رحلت یا شهادت اولیای الهی نیستند، بلکه محل «شهود» و گواهی نیز به شمار می‌روند؛ جایی که انسان با حقیقت مواجه می‌شود و به آن گواهی می‌دهد. از همین منظر، حضور در تشییع شهدا نیز می‌تواند فراتر از مشاهده یک واقعه، نوعی گواهی به حقیقت و مسیری باشد که شهید نمایندگی می‌کند.

میرزا سخنان خود را با دعا برای توفیق گواهی صادقانه به حقیقت و قرارگرفتن در مسیر شهدا به پایان رساند.

رهبری اسلامی در مرزهای سیاسی، قومی و مذهبی محدود نمی‌شود

در ادامه این نشست، آرزو مرالی از انگلستان، هم‌بنیان‌گذار کمیسیون حقوق بشر اسلامی لندن، با اشاره به ویدئویی از دیدار رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) با خانواده یکی از شهدای مسیحی جنگ تحمیلی گفت: مادر این شهید در آن دیدار، رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) را رهبر خود دانسته و گفته بود که ایشان تنها رهبر مسلمانان نیست.

وی این روایت را نمونه‌ای از ماهیت فراگیر رهبری اسلامی دانست و افزود: رهبری اسلامی را نمی‌توان صرفاً در قالب یک نهاد سیاسی یا رابطه رسمی میان حاکم و شهروند تعریف کرد؛ مردم زمانی یک فرد را به‌عنوان رهبر می‌پذیرند که صداقت، عدالت و تعهد او نسبت به خود را در عمل مشاهده کنند.

مرالی گفت: رهبری اسلامی از مرزهای رسمی دولت‌ها و محدودیت‌های ملی، قومی، مذهبی و سیاسی فراتر می‌رود و رهبر در این منظومه تنها مسئول مسلمانان یا پیروان خود نیست؛ حتی کسانی که به او وفادار نیستند یا رهبری او را نمی‌پذیرند نیز از دایره حمایت و مسئولیت او خارج نمی‌شوند.

عدالت؛ اساس رهبری و حکمرانی

وی با اشاره به سیره رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) افزود: یکی از ویژگی‌های این الگوی رهبری، شناخت ظرفیت انسان‌ها و تلاش برای تقویت توانایی‌های آنان بود و همین رویکرد، رابطه رهبر و مردم را از مناسبات صرفاً سیاسی و نهادی فراتر می‌برد.

مرالی «رهبری عادلانه» را یکی از محورهای اصلی این الگو دانست و گفت: عدالت نباید تنها در سخنان سیاسی مطرح شود، بلکه باید در شیوه اعمال قدرت و نحوه مواجهه با مردم نیز دیده شود.

وی افزود: میان شخصیت عمومی و رفتار فردی رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) دوگانگی وجود نداشت و همین هماهنگی میان گفتار و رفتار، زمینه‌ای برای شکل‌گیری اعتماد و پذیرش رهبری در میان مردم ایجاد کرده بود.

رهبری اسلامی در برابر نظام سلطه

مرالی در ادامه با اشاره به سیره امام رضا (ع) گفت: نحوه مواجهه آن حضرت با حکومت مأمون نشان می‌دهد که رهبری الهی را نمی‌توان در ساختار قدرت سیاسی محصور کرد. مأمون تلاش داشت با واردکردن امام رضا (ع) به ساختار حکومت، جایگاه آن حضرت را در چارچوب قدرت خود تعریف و کنترل کند؛ اما حقیقت جایگاه امام (ع) برای دوستان و دشمنان آشکار شد.

وی میان این تجربه و مواجهه نظام سلطه با رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) پیوند برقرار کرد و افزود: تلاش برای تقلیل رهبر اسلامی به یک سیاست‌مدار، نمی‌تواند ابعاد اجتماعی، معنوی و فرامرزی چنین رهبری‌ای را توضیح دهد.

مرالی گفت: رهبری‌ای که بر عدالت و حقیقت استوار باشد، برای نظام‌های سلطه‌گر تهدیدآفرین است؛ زیرا تنها در پی تصاحب یا حفظ قدرت سیاسی نیست، بلکه توان پیوند با مردم و به حرکت درآوردن ظرفیت‌های اجتماعی در برابر ظلم را دارد.

وی ایستادگی در برابر فشار و تردیدنکردن در ادامه مسیر حق را از عناصر این الگوی رهبری دانست و افزود: پذیرش چنین مسئولیتی ممکن است هزینه‌ای تا مرز شهادت داشته باشد و از این منظر نیز می‌توان میان سیره امام رضا (علیه‌السلام) و مسیر رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) پیوند برقرار کرد.

رهبری برای همه انسان‌ها

مرالی با بیان اینکه جامعه به رهبری‌ای فراتر از مدیریت صرف سیاسی نیاز دارد، گفت: این رهبری نه‌فقط سیاسی و نه صرفاً مذهبی، بلکه همه‌جانبه و اجتماعی است و مسائل زندگی مردم را نیز در برمی‌گیرد.

وی افزود: یکی از مسئولیت‌های رهبر اسلامی، گسترش افق اندیشه اسلامی و دعوت انسان‌ها به نگاهی فراتر از مرزبندی‌های محدودکننده است؛ بنابراین اثرگذاری چنین رهبری‌ای می‌تواند از جامعه مسلمانان عبور کند و غیرمسلمانان را نیز در برگیرد.

مرالی در جمع‌بندی این بخش، عدالت، صدق، تعهد به مردم، فراگیری و ایستادگی در برابر ظلم و نظام سلطه را از مؤلفه‌های رهبری اسلامی برشمرد و گفت: چنین رهبری‌ای یک خیر عمومی برای جامعه است و به گروه یا هویتی خاص تعلق ندارد؛ بلکه مسئولیت آن، مسلمان و غیرمسلمان، موافق و مخالف را در برمی‌گیرد.

آگاهی و وحدت، دوپایه قدرت امت اسلامی

در ادامه این نشست، حنا الموسوی از لبنان، مدیرعامل «Proper Words»، مدیر مؤسسه عالی مدیریت و حکمرانی و مدیر دفتر بیروت شبکه المیادین، با استناد به آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» گفت: مطالعه سیره امام رضا (ع) الگویی را نشان می‌دهد که بر حفظ اسلام و وحدت مسلمانان، حتی در شرایط پیچیده سیاسی، استوار است و این مسئله به‌ویژه در نحوه مواجهه آن حضرت با حکومت عباسی قابل‌مشاهده است.

وی افزود: باوجود تفاوت شرایط تاریخی دوران امام رضا (ع) و دوره معاصر، می‌توان میان سیره آن حضرت و اندیشه رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) بر پایه مفاهیمی همچون آگاهی، وحدت و مواجهه باقدرت، نقاط مشترکی یافت.

حفاظت از امت با حفاظت از آگاهی آغاز می‌شود

الموسوی با اشاره به مناظرات امام رضا (ع) با پیروان ادیان، مذاهب و متکلمان گفت: مواجهه آن حضرت با مأمون صرفاً یک رویارویی مستقیم سیاسی نبود؛ امام (ع) با طرحی مواجه بودند که می‌کوشید دین و جایگاه امامت را در خدمت قدرت قرار دهد؛ اما باتکیه‌بر علم، معرفت، گفت‌وگو و استدلال، اجازه ندادند حکومت از جایگاه ایشان برای اهداف خود بهره‌برداری کند.

وی با اشاره به مناظره امام رضا (ع) با سلیمان مروزی افزود: از این سیره می‌توان یک اصل مهم استخراج کرد؛ حفاظت از امت، از حفاظت از آگاهی آن آغاز می‌شود، زیرا جامعه‌ای که آگاهی خود را از دست بدهد، بیشتر در معرض بهره‌برداری قدرت‌های داخلی و خارجی قرار می‌گیرد.

وحدت به معنای حذف اختلافات مذهبی نیست

الموسوی در ادامه، وحدت را یکی از محورهای اندیشه رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) دانست و گفت: وحدت اسلامی فراتر از تعارف و هم‌زیستی میان مذاهب است و باید به همکاری مسلمانان برای حفاظت از امت و مقابله با طرح‌های سلطه‌گرانه منجر شود.

وی افزود: وحدت به معنای حذف اختلافات مذهبی نیست؛ بلکه باید از تبدیل این اختلافات به نزاعی جلوگیری کرد که توان مشترک مسلمانان را تضعیف می‌کند. تبدیل اختلاف میان شیعه و اهل‌سنت به درگیری، به قدرت‌هایی امکان می‌دهد که از شکاف‌های مذهبی و سیاسی برای تضعیف جهان اسلام بهره ببرند.

الموسوی با تأکید بر ضرورت پرهیز از تطبیق نادرست دو دوره تاریخی گفت: نمی‌توان مفهوم امروزی «استکبار جهانی» را عیناً به دوران امام رضا (ع) نسبت داد؛ بلکه نقطه مشترک را باید در یک اصل جست‌وجو کرد؛ هرگاه امت دچار تفرقه شود، امکان بهره‌برداری قدرت‌ها از آن افزایش می‌یابد.

وی افزود: امام رضا (ع) نیز در مواجهه با مخالفان در پی حذف آنان نبودند، بلکه گفت‌وگو و مناظره را برگزیدند و در عین حفظ مواضع اعتقادی، باقدرت استدلال با دیدگاه‌های متفاوت مواجه شدند؛ ازاین‌رو، وحدت اسلامی می‌تواند همراه با حفظ تکثر مذهبی تحقق پیدا کند.

الموسوی در پایان گفت: وحدت حقیقی به این معنا نیست که همه مسلمانان به یک‌شکل بیندیشند، بلکه باید بتوانند باوجود اختلافات، مانع از تبدیل تفاوت‌ها به عاملی برای پراکندگی توان امت شوند. در این چارچوب، آگاهی، انسجام، کرامت، استقلال و مقاومت در برابر ظلم و سلطه، عناصر قدرت امت اسلامی هستند. این رویکرد، جبهه مقاومت را نیز فراتر از یک مواجهه صرفاً سیاسی یا نظامی، در قالب حرکتی برای شکل‌گیری امتی منسجم‌تر، مستقل‌تر و قادر به دفاع از هویت و کرامت خود تعریف می‌کند.

عدالت و کرامت انسانی، مبنای قدرت تمدنی ایران

در ادامه این نشست، غاده الحسینی از فرانسه، دانش‌آموخته دانشگاه فرانش - کنته و کارشناس رسانه‌ای پارلمان لبنان، با طرح این پرسش که چگونه باید از تمدن اسلامی در عصر حاضر سخن گفت، اظهار کرد: تمدن پدیده‌ای گسسته و محدود به یک دوره تاریخی نیست، بلکه جریانی پیوسته است که در طول زمان رشد می‌کند و صورت‌های تازه‌ای می‌یابد؛ ازاین‌رو، می‌توان از «تمدن اسلامی در عصر حاضر» سخن گفت، نه تمدنی که از گذشته خود جدا شده باشد.

وی عدالت را یکی از پایه‌های اصلی این تمدن دانست و گفت: عدالت و کرامت انسانی در امتداد تعالیم پیامبر اکرم (ص) و اهل‌بیت (ع)، به‌ویژه سیره امام رضا (ع)، قرار دارند و تحقق همین اصول می‌تواند مبنای شکل‌گیری جامعه‌ای مستقل و برخوردار از قدرت باشد.

استقلال، یکی از مؤلفه‌های قدرت ایران

الحسینی با اشاره به جایگاه ایران در معادلات جهانی افزود: قدرت‌یابی ایران را نباید تنها با معیارهای متعارف سیاسی و نظامی سنجید؛ اتکا به ظرفیت‌های داخلی، استقلال از نظام‌های انحصاری و حفظ عزت در برابر قدرت‌های خارجی، از مؤلفه‌هایی است که در این مسیر باید موردتوجه قرار گیرد.

وی با تأکید بر پیوند استقلال باکرامت انسانی گفت: ایران باتکیه‌بر میراث اسلامی و رضوی، حمایت از کرامت انسان و مقابله با سلطه را در کنار تقویت توان خود دنبال کرده و این مبانی در حوزه‌های فکری، اجتماعی و دفاعی نیز اثرگذار بوده است.

الحسینی در ادامه، سیاست «نه شرقی، نه غربی» امام خمینی (ره)، مسئله فلسطین، تحولات منازعات بین‌المللی و تغییر موازنه‌های قدرت را از موضوعاتی دانست که برای تحلیل جایگاه امروز جمهوری اسلامی باید در کنار یکدیگر دیده شوند.

الهام از مکتب اهل‌بیت (ع) در عدالت و مقابله با ظلم

وی با اشاره به نسبت میان سیره امام رضا (علیه‌السلام) و اندیشه رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) گفت: این مقایسه به معنای قراردادن مقام امام معصوم (علیه‌السلام) در کنار جایگاه یک عالم یا رهبر معاصر نیست، بلکه باید آن را در سطح اصول و ارزش‌هایی بررسی کرد که نسل‌های مختلف می‌توانند از مکتب اهل‌بیت (علیهم‌السلام) الهام بگیرند.

الحسینی افزود: عزت، عدالت، کرامت انسانی و مقابله با ظلم و استبداد از جمله این اصول است و در دوره معاصر نیز می‌توان نمود آنها را در اندیشه و رویکرد رهبر شهید (قدس الله نفسه الزکیه) بررسی کرد.

وی تأکید کرد: در این چارچوب، قدرت زمانی ارزشمند است که در خدمت انسان و حفظ کرامت او قرار گیرد و استقلال نیز زمانی معنا پیدا می‌کند که یک جامعه بتواند فارغ از محاسبات تحمیلی قدرت‌های سلطه‌گر، از هویت، اراده و حقوق خود دفاع کند.

لزوم توجه به کرامت و اندیشه‌های اهل بیت (ع) در جامعه

الحسینی در ادامه گفت: اگر قرار است قدرتی در دنیا باشیم حتما باید کرامت و اندیشه‌های اهل بیت (ع) را مد نظر داشته باشیم.

وی با تاکید بر اینکه عدالت را باید از خود و خانواده شروع کنیم، افزود: سپس عدالت بعد به جامعه می‌رسد و در سطوح مختلف بین‌الملل فراتر می‌رود، عدالت موضوعی مهم است که باید از پایه آغاز شود.

صبر و شکیبایی اهل بیت (ع) باید الگوی مردم قرار بگیرد

هما افتخار حسن، از از مبلغان بین‌المللی که متولد آمریکا، در سخنرانی پایانی این نشست با اشاره به پیشرفت‌های انجام شده در حوزه سوادآموزی پس از انقلاب اسلامی در ایران، به ویژگی‌های رهبر شهید (رضوان الله تعالی) اشاره کرد و گفت: ایشان رهبری پدرانه‌ای داشتند، همچنین، صبر ایشان بسیار قابل تامل است، رهبر شهید (رضوان الله تعالی) امیدآفرینی را توصیه می‌کردند.

این بانوی مبلغ تاکید کرد: صبر و شکیبایی اهل بیت (ع) باید الگوی مردم قرار بگیرد.

کد خبر 9407

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha